این عشایر ما در اطراف ایران پشتوانه های استقلال ایران بودند

— امام خميني(ره)

کَهیَش یا کاه‌کِش که در برخی متون کَهکَش هم ذکر شده‌است، یکی از طوایف ایل سهونی، از باب کیان ارثی و از شاخه چهارلنگ ایل بختیاری محسوب می‌شود.

اصلیت کَهیَش

طایفهٔ کهیش، یکی از شاخه‌های اصلی سِهونی‌ها است. سهونی‌ها طوایف بزرگی از عشایر بختیاری هستند که شفیع خان وزیر محمدتقی خان، برآنها حکومت می‌کرد.

سِهونی

چهار لنگ بختیاری مشتمل بر پنج طایفه بزرگ است که کِنُرسی یکی از این طوایف است. طایفهٔ کِنُرسی نیزخود به بیست و هشت تیره تقسیم می‌شود که یکی از این تیره‌ها، سهونی است.

وجه تسمیهٔ سِهونی

سِهونی به معنی سه هونی یا سه خانه است و به سه طایفه کَهیَش، باورساد و حموله اشاره دارد.

تقسیم بندی سِهونی

سهونی به سه شعبه تقسیم می‌شود: کهیش، باورساد، حموله.

طایفهٔ کهیشطایفهٔ کهیش، یکی از شاخه‌های اصلی سِهونی‌ها است. سهونی‌ها طوایف بزرگی از عشایر بختیاری هستند که شفیع خان وزیر محمدتقی خان، برآنها حکومت می‌کرد. شفیع خان همه ساله به نمایندگی از سوی محمدتقی خان، مالیات طوایف بختیاری را جمع آوری می‌کرد و بیشتر اوقاتش را صرف حل و فصل امورمی کرد.

سرزمین گرمسیر بختیاری بین دو سرشاخهٔ هفت لنگ و چهار لنگ تقسیم و بستر رودخانهٔ کارون آنها را از هم جدا می‌کرده که چهارلنگ‌ها در سمت راست و هفت لنگ‌ها در سوی چپ قرار داشتند.

در این دوران سهونی‌ها، در اَندِکا، شیمبار و شِلال سکونت داشتند و سپس به علت وابسته بودن به خان چهارلنگ از کارون گذشته و در نواحی گلگیر و آسماری استقرار یافتند.

در زمان محمدتقی خان از خوانین قدرتمند چهارلنگ کِنرسی، این مرزبندی تغییر کرده و چهار لنگها و از جمله سهونی ها از اَندیکا کوچ کرده و در محدودهٔ گُلگیر و آسِماری مستقر شدند. سهونی‌ها پس از عبور از کارون به منطقهٔ آسماری کوچ کرده و در نقاطی همچون آب بیدی تمبی، پنبه کار، پاریاب پاگچ، چوسر و دِه گَهِ دَرِه گامیشی مسکن گزیدند که بقایای جایگاه آنها هنوز پابرجاست.

پس از دستگیری محمدتقی خان توسط منوچهرخان معتمدالدوله گرجی، سهونی‌ها از کارون گذشته و خود را تحت‌الحمایهٔ جعفر قلی خان و میتی خان قرار دادند. زمانی که چهارلنگها از زمین هفت لنگها بیرون رفتند، از آنجا که خوانین دورکی بودند و طایفهٔ سِهونی هم خواستار ماندن با خوانین بودند، روی زمین هفت لنگها ماندند .

تقسیم بندی طایفهٔ کَهیَش

این طایفه از نُه تیره تشکیل می‌گردد که عبارتند از: موگویی – تاتِه، کََـلو، کایِِِد، جوبِرـِ ز، جِمالدین، اُستاجدین (اُستاژدین)، زونیستََرم و عَلامُحَمَدی.

ظاهراً منظور از علامحمدی، طایفهٔ آلِ مَهمید است که خود آنها معتقدند اصلشان از اطراف ایذه است و کَهیَش نیستتد که این هم با تغییر محل زندگی ایل سِهونی از اندِکا به سمت آسِماری مطابقت دارد.

لازم به ذکر است که در اختلافات محلی بین دوطایفهٔ کَهیَش و باوِرصاد که در ابتدای سالهای دهه یِ ۱۳۳۰ رخ داد، آل مَهمید بنا به همان وابستگی طایفه‌ای، از طایفهٔ کَهیَش جانبداری کردند و حتی یکی از آنان هم کشته شد.

گرمسیر و سردسیر طایفهٔ کَهیَش

گرمسیر طایفهٔ کهیش راکِه، سُلطان آباد، پِرچَک، قِبلَهی بالا و پائین، چشمه علی کایدان، آقُلیا، کویرستان، چَم آسیاب، آب اَنجیرَک، تَنگِ مُشکی، تَنگِ مو، لادِرازی، آبِهار، چال اَستَران، چِه درخت، دَرِه گاومیشی که همگی در حومهٔ شهرستان مسجدسلیمان واقع گردیده‌اند.

سردسیر آنها خُربِه، توف سَفید و کِفتِ بَرد در استان چهارمحال و بختیاری است.

یک دیدگاه

  1. محمدرضا اندکایی زاده گفت:

    با سلام من از تیره جو بریز هستم ولی بنا بر گفته گذشتگان جوبریزها از طایفه بهداروند بلیوند هستند.
    لطفا اگر شما این پیام میخوانید کمکم کنید و درستی این مطلب مشخص کنید.

ارسال یک پاسخ