روستاهای ما باید مراكز فعال كار و تلاش و پر از نعمت باشند و زنها نیز در كنار مردها می بایست تمام تلاش خود را به هر شكل ممكن در دوران سازندگی بكار گیرند و هیچكس نباید بیكاری را بر خود بپسندد ./ مقام معظم رهبری حضرت آیت ا… خامنه ای

میرزا جهانگیر خان قشقایی در سال ۱۲۴۳ قمری در روستای دهاقان اصفهان دیده به جهان گشود . در جوانی شاهنامه خوان طایفه خود بود و تار هم می نواخت . می گویند که در یکی از تابستان ها که ایل قشقایی به ییلاق سمیرم آمده بود  جهانگیر خان نیز مانند سایر افراد ایل که برای خرید و فروش و رفع حوائج شخصی خود به اصفهان می آمدند  به این شهر آمد . در ضمن تارش هم خراب شده بود و می خواست آن را نیز تعمیر نماید . از شخصی سراغ تارساز را گرفت و او یحیی ارضی  ، تارساز معروف مقیم جلفا را به وی نشان داد و ضمناً به وی گفت : برو پی کار بهتری و علم بیاموز که از تار زدن خیلی بهتر است . گفته آن شخص در جهانگیر خان خیلی اثر کرد و در مدرسه الماسیه حجره ای برای خود گرفت وبا یک عشق و علاقه مفرطی پی تحصیل رفت و مقام و رتبه اش به جایی رسید که یکی از بزرگان حکما و فقها و مدرسین اصفهان شد .

می گویند : روزی ظل السطان حاکم مقتدر اصفهان خواست به دیدارش برود ، ولی میرزا به وی اجاز نداد . یک روز ، بدون اطلاع قبلی به مدرسه رفته ، وارد اتاق او می شود و می گوید : « جناب جهانگیرخان ! اگر سابق می خواستید مرا ببینید ، چند ماه طول می کشید ، اما امروز من باید از شما وقت بگیرم و این به خاطر مقام ارجمند علمی شماست . میرزا جهانگیر خان در زهد و تقوا کم نظیر بود و همیشه یک قبای راسته و زیرجامه گشاد بر تن داشت و کلاه قشقایی به سر می کرد . او در تمام عمر زن نگرفت و فرزندی نداشت . شخصیت بارز علمی و حسن تدبیر حکیمانه وی منشأ خیری برای رها شدن فلسفه از درهای بسته ای شد که جو آن زمان بر فلسفه تحمیل کرده بود . شهید مدرس ، فرصت شیرازی ، اسد الله قمشه ای ، حاج آقا رحیم ارباب ، مرحوم فاضل تونی و مرحوم آقای بروجردی ، از شاگردان میرزا جهانگیرخان بودند . این مرد وارسته و عالم زمان در ماه رمضان ۱۳۲۸ قمری در اصفهان درگذشت و درگورستان تخت پولاد به خاک سپرده شد . بنابر وصیت خودش ، امور کفن و دفن خود را به آخوند ملامحمد کاظم کاشی ، از اجله حکما و اهل عرفان ( متوفی ۱۳۳۳ قمری ) واگذار نموده بود میرزا جهانگیر خان دارای تألیفات فراوانی است که از جمله آنها شرحی است بر نهج البلاغه .

ارسال یک پاسخ