روستاهای ما باید مراكز فعال كار و تلاش و پر از نعمت باشند و زنها نیز در كنار مردها می بایست تمام تلاش خود را به هر شكل ممكن در دوران سازندگی بكار گیرند و هیچكس نباید بیكاری را بر خود بپسندد ./ مقام معظم رهبری حضرت آیت ا… خامنه ای

88-238.jpg

یک انسان‌شناس گفت: اگر به دانش انسان‌شناسی توجه لازم شود، مشکلات یک جامعه و حتی مشکلات اقتصادی آن مانند تورم هم حل می‌شود، چون مردم آگاه به دانش انسان‌شناسی، کنشی درست و منطقی در برابر معضلی مانند تورم خواهند داشت و می‌توانند آن را مهار کنند.

 

دکتر مریم رفعت‌جاه در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، اظهار کرد: دانش مردم‌شناسی یا اتنولوژی در ایران، تاریخچه‌ای نسبتا طولانی دارد. علاوه بر بخش قابل توجهی از ادبیات ایرانی که رویکردی انسان‌شناختی دارد یا سرشار از موارد مردم‌نگارانه است، نخستین آثار حماسی ایرانی، بویژه شاهنامه‌ی فردوسی و متونی که به تقلید از آن نوشته شدند، آثار غنی مردم‌شناسانه به‌شمار می‌آیند. همچنین برخی نویسندگان ایرانی مانند جلال آل‌ احمد، غلامحسین ساعدی و صمد بهرنگی در آثار خود از جمله داستان‌های کوتاه و آثار غیرداستانی‌شان به شیوه‌ای مردم‌نگارانه، بخش‌هایی از فرهنگ عامه و زبان مردم شهر و روستا، کوچه و بازار و ادبیات شفاهی ایران را معرفی و ثبت کرده‌اند.

 

او ادامه داد: اولین سازمان رسمی که برای مطالعه‌ی مردم‌شناسی بنا شد «موسسه‌ی مردم‌شناسی ایران» بود که در سال ۱۳۱۶ آغاز به کار کرد و بعدها به «موزه‌ی مردم‌شناسی» تبدیل شد. مجله‌ی مردم‌شناسی نیز در همین زمان شروع به کار کرد. این فعالیت‌ها در راه تبدیل مردم‌شناسی به یک رشته‌ی دانشگاهی، گام‌هایی نسبتا جدی بودند که در نهایت، به تأسیس «مرکز پژوهش‌های مردم‌شناسی» و سپس «مرکز مردم‌شناسی ایران» منجر شدند.

 

این استاد دانشگاه بیان کرد: گرایش غالب آثار اولیه‌ی مردم‌شناسی در ایران به سوی مطالعه‌ی فرهنگ عامه یا فولکلور و اقوام گوناگون ایرانی یا مناطق ناشناخته معطوف و جنبه‌ی توصیف در آن غالب بود، یعنی محققان در آن صرفا به چیستی‌ها و چگونگی‌ها می‌پرداختند و به‌ندرت به طبقه‌بندی، تفسیر و تبیین یا چرایی‌ها توجه می‌کردند. در این‌گونه آثار، پژوهشگر تلاش می‌کرد با مشارکت فعال در اجتماع مورد مطالعه‌اش، نتیجه‌ی مشاهدات میدانی خود را گزارش و ثبت کند. در آن زمان، تحلیل و طبقه‌بندی داده‌های مردم‌نگارانه و نظریه‌پردازی، کاری ناممکن و ناروا تصور می‌شد، چون این اعتقاد وجود داشت که به‌خاطر تفاوت‌ و تنوع زیاد زمینه‌ها و مردم مورد مطالعه، اصولا امکان دسته‌بندی و مقایسه‌ی آن‌ها وجود ندارد.

 

این پژوهشگر مردم‌شناس‌ گفت: در سال ۱۳۳۷ با تشکیل شدن اداره‌ی فرهنگ عامه در وزارت فرهنگ، این رشته به روستاها و ایلات و عشایر کشیده شد. درپی تشکیل سازمان میراث فرهنگی کشور در سال ۱۳۶۶ و راه‌اندازی پژوهشکده‌ی مردم‌شناسی نیز طرح‌های مهمی در آن انجام شد مانند طرح ملی مردم‌نگاری سرزمین که با هدف گردآوری فرهنگ عامه‌ی مردم ایران و تهیه‌ی اطلس مردم‌نگاری ایران انجام شد. این طرح در سال ۱۳۷۲ شروع شد و در سال ۱۳۷۹ به پایان رسید. در ادامه‌ی این روند، دانشکده‌ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران در سال ۱۳۵۱ تأسیس شد. در این دانشکده، نکته‌ی جالب این است که دوره‌ی کارشناسی ارشد رشته‌ی مردم‌شناسی در سال ۱۳۶۷ آغاز شد و پذیرش دانشجو در مقطع کارشناسی در سال ۱۳۷۷ اتفاق افتاد، یعنی این دانشکده، تدریس این رشته در مقطع کارشناسی ارشد را زودتر از مقطع کارشناسی آغاز کرد.

 

رفعت‌جاه درباره‌ی تأثیر عوامل سیاسی و اجتماعی در توسعه‌ی مطالعات انسان‌شناختی، اظهار کرد: دولتی که برای علوم اجتماعی اعتبار و اهمیت قائل نباشد و به نقش این علوم در بهبود زندگی اجتماعی مردم باور نداشته باشد، طبعا کمکی به رشد و توسعه‌ی آن نخواهد کرد. واقعیت این است که دانش اجتماعی و از جمله جامعه‌شناسی و انسان‌شناسی در جوامعی رشد می‌کند که در آن، آزادی بیان و حق شهروندان برای انتقاد از شرایط موجود و تغییر آن به رسمیت شناخته شود. در جوامعی که توسعه‌ی اقتصادی، اجتماعی و انسانی اتفاق نیفتاده‌ و جامعه‌ی مدنی و حوزه‌ی عمومی شکل نگرفته‌ است، شرایط رشد این دانش نیز مهیا نمی‌شود. این در حالی‌ است که دانش انسان‌شناسی و جامعه‌شناسی می‌تواند وضعیت موجود، وضعیت مطلوب و راه‌های رسیدن به آن را تشخیص دهد و مشکلات اجتماعی را با نگاهی انتقادی زیر ذره‌بین بگذارد؛ ولی در جامعه‌ای که انفعال و تقدیرگرایی غالب باشد و مردم درگیر مشکلات اقتصادی، معیشتی و بهداشتی خود باشند، توجه به علوم اجتماعی در اولویت قرار نمی‌گیرد. توسعه‌ی انسانی مستلزم توسعه‌ی اقتصادی است. وقتی نیازهای ابتدایی مردم برطرف نشده است، توسعه‌ی مدنیت و فرهنگ تحقق نمی‌یابد.

 

این پژوهشگر درباره‌ی تأمین منابع مالی برای پیشرفت انسان‌شناسی، توضیح داد: دولت‌هایی که برای تحقق توسعه‌ی پایدار، توسعه‌ی انسانی و فرهنگی را ضروری می‌دانند، بودجه‌ی بیشتری را به پژوهش‌های اجتماعی و انسان‌شناختی و سازمان‌ها و نهادهای مربوط به آن اختصاص می‌دهند. چنانچه در دهه‌ی ۷۰ در ایران، شاهد تأسیس و گسترش پژوهشکده‌های مردم‌شناسی و اجرای طرح‌های پژوهشی اساسی در آن‌ها بودیم. این امر به‌خاطر اهمیتی بود که انجام مطالعات علمی برای دولت وقت داشت؛ ولی در دهه‌ی ۸۰ با روندی نزولی در زمینه‌ی بودجه‌های پژوهشی در سازمان‌های دولتی و دانشگاه‌ها روبه‌رو شدیم، با این استدلال که رفع مشکلات اقتصادی مردم باید در اولویت قرار گیرد و شاهد بودیم که آنچه در عمل اتفاق افتاد، تورم بی‌سابقه و گرانی و مشکلات اقتصادی روزافزون بود.

 

او با بیان این‌که گسترش دانش انسان‌شناسی می‌تواند حتی درباره‌ی مسائل اقتصادی هم چاره‌ساز باشد، گفت: بدیهی است که افزایش سطح آگاهی و شناخت اجتماعی در جامعه، افراد را برای انجام کنش فعالانه و نتیجه‌بخش آماده می‌کند، برای مثال غالبا مردم ایران در شرایط تورم و گرانی کالاهای ضروری، به جای کنش جمعی آگاهانه و نتیجه‌بخش، به خریدن و ذخیره کردن کالاهای گران یا کم‌یاب رو می‌آ‌ورند. غافل از این‌که نتیجه‌ی عمل آن‌ها افزایش تقاضا و گرانی بیشتر است.

 

رفعت‌جاه در پاسخ به این پرسش که نقش نخبگان حوزه‌ی انسان‌شناسی در رشد نکردن انسان‌شناسی در ایران چیست؟ اظهار کرد: در میان فعالان این حوزه، اتفاق نظر و عمل وجود ندارد. نسل قبلی اساتید مردم‌شناسی هنوز معتقدند که کاربرد نظریه و روش‌های ترکیبی و رویکرد تبیینی در مردم‌شناسی جایز نیست؛ اما نسل جدید به کاربرد منظم روش‌های ترکیبی و پیوند دادن مطالعات مردم‌نگارانه و پژوهش‌های میدانی به نظریه‌های بومی و ضرورت کاربردی شدن این دانش تأکید دارد. مشکل بودجه، یکی از مشکلاتی است که دانشکده‌ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران به‌عنوان متولی این علم، برای توسعه‌ی این رشته همواره با آن مواجه بوده ‌است. البته تا وقتی دانش اجتماعی در عمل کاربرد خود را در زمینه‌های مختلف نشان نداده، نباید انتظار تخصیص بودجه‌ی مناسب را داشته باشد. ضمن این‌که بخشی از انفعال رشته‌هایی مانند رشته انسان‌شناسی به‌دلیل فقدان وفاق، عزم و اراده‌ی جمعی و وفاق در کنشگران این حوزه است.

 

او درباره‌ی انجمن انسان‌شناسی نیز گفت: تشکل‌های علمی انسان‌شناسی باید از فضا و امکانات موجود برای رشد این دانش استفاده کنند و امکان انتشار ایده‌ها و چاپ مقالات علمی را به‌صورت عادلانه و یکسان و فارغ از جناح‌بندی‌ها و سوگیری‌ها برای دانشجویان و اساتید این حوزه فراهم کنند. برای جلوگیری از تمرکز قدرت لازم است انتخابات این انجمن‌ها با نظارت بیشتری برگزار شود تا ریاست و مدیریت آن‌ها، سال‌ها در دست عده‌ی خاصی نماند. مسأله‌ی این انجمن‌ها بیشتر از آن‌که کمبود بودجه باشد، تمرکز مدیریت و استفاده‌های سلیقه‌ای از امکانات در جهت منافع غیرعلمی است.

ارسال یک پاسخ