عشایر در همه جاى کشور، از لحاظ فداکارى و شجاعت و شهامت، جزو بهترین افراد مردمند. هیچ‌کس شک ندارد که عشایر در راه اسلام و وطن اسلامى فداکارى کرده‌اند. هر کسى این را منکر بشود، منکر واضحات شده‌است./ مقام معظم رهبری حضرت آیت ا… خامنه ای

                                                                                                                                               
  

اسماعیل خان قشقایی معروف به صولت‌الدوله، چهرهٔ سیاسی اواخر قاجار و یکی از مقتدرترین ایلخان‌های ایل قشقائی بود.

اسماعیل خان صولت الدوله قشقایی
زادروز ۱۲۹۵ قمری (۱۲۵۷شمسی)
درگذشت شانزدهم مهر ۱۳۱۱ شمسی
زندان قصر تهران
ملیت ایرانی
نام‌های دیگر صولت الدوله، سردار عشایر
پیشه ایلخان قشقایی
همسر خدیجه بی بی
والدین داراب خان ایل‌بیگی

زندگینامه

اسماعیل خان قشقایی،صولت الدوله،سردارعشایر،فرزند داراب خان،ایل بیگی ایل قشقایی که درسال ۱۲۵۲خورشیدی متولد شد.وی از پیشگامان جنبش مشروطیت ایران بود.صولت الدوله با هدف استقلال وتمامیت ارضی مملکت و حاکمیت ملی در حساسترین لحظات وارد فعالیت سیاسی و مبارزه مسلحانه شد.صولت الدوله از مخالفان سرسخت انگلیس بود وازآنها نفرت داشت و از مداخله آنها در امور ایران فوق العاده متأثر بود.وبارها با قشون انگلیسی و وابستگان آنان به جنگ پرداخت وی دردوره پنجم وهشتم قانون گذاری ازطرف اهالی جهرم به مجلس راه یافت. سردارعشایر از سن۱۷ سالگی وارد خدمات دولتی ودرسال۱۳۲۴رسمأ به ریاست ایل قشقایی منصوب شد. وطن پرستی وعشق به ایران از وی چهره ای ضد استعماری ساخته بود که به استناد اسناد وزارت امور خارجه انگلیس همواره شیوه مخالفت سیاست انگلیسها در ایران داشته واز موانع اصلی آنان برای تسلط در منطقه فارس محسوب می شده است.بیت زیر بارها در سخنانش بارها تکرار شده است

ترک مال وترک جان وترک سر               در طریق عشق،اول منزل است

اهمیت صولت الدوله به عنوان وزنه ای مهم درموازنه قدرت جنوب ایران گاه تا حدی بود که به استعفا و تغییر وزرا در تهران می انجامید.وی سرانجام در سال ۱۳۱۱در سن ۵۹ سالگی در زندان قصر تهران به طرز مشکوکی به قتل رسید پس از وی نیزپسرانش از عوامل موثردر موازنه قدرت و سیاست جنوب ایران محسوب می شدند.نام وی همواره در ذهن تاریخ ایران به وطن پرستی باقی خواهد ماند

به علت رشادت و مهارت وی در تیراندازی و جنگ‌های چریکی، در اواخر سلطنت مظفرالدین شاه قاجار به وی لقب صولت‌الدوله داده شد.او از فرزندان داراب خان رئیس ایل قشقائی بوده و در فیروزآباد از شهرهای استان فارس متولد شده است.سال تولد صولت‌الدوله با استناد به کتاب سفرنامه حاج ایاز خان قشقایی که مربوط به وقایع سفر حاج ایازخان قشقایی مشاور و صندوقدار صولت‌الدوله می‌باشد، تولد صولت‌الدوله در سال ۱۲۹۵ قمری (۱۲۵۷شمسی) به نظر صحیح‌تر می‌رسد

صولت الدوله در سال ۱۳۲۴ قمری رسماً به ریاست ایل قشقائی رسید. او از بدو امر طرفدار مشروطه خواهان بوده و همواره با نفوذ بیگانگان در فارس مخالف بوده‌است. پس از صدور حکم جهاد توسط شیخ عبدالحسین مجتهد لاری علیه انگلیسیان و تعرض پلیس جنوب به قسمتی از ایل قشقایی تصمیم به جهاد گرفت و تا عزل فرمانفرما از ریاست فارس و ورود دکتر مصدق السلطنه به فارس یعنی آخر سال ۱۳۳۸ قمری می‌جنگید. پس از ورود دکتر مصدق‌السلطنه به شیراز آمد و مورد محبت واقع شد و چون سردار سپه ظهور کرد و اوضاع ایران تغییر یافت او نیز مانند قوام‌الملک و دیگر روسا در تهران ساکن شد و از طرف ایل قشقایی، وکالت مجلس شورای ملی را یافت.

پس از خاتمه جنگ جهانی اول و تخلیه ایران از قوای بیگانه، در انتخابات دوره پنجم مجلس شورای ملی از جهرم به وکالت انتخاب شد. همچنین در دوره هشتم مجلس شورای ملی نیز مجدداً به نمایندگی مردم جهرم برگزیده شد و به مجلس راه یافت. در این دوره پسرش ناصرخان نیز به عنوان نماینده مردم آباده انتخاب شد.

وفات

رضاشاه اصولا با روسای ایلات میانه‌ای نداشت و درصدد بود آنها را از میان ببرد. صولت الدوله با مستوفی‌الممالک دوستی و نزدیکی زیادی داشت و وجود مستوفی موجبات حفظ جان او را فراهم می‌کرد. در سال ۱۳۱۱ خورشیدی، مستوفی در گذشت و بلافاصله، صولت‌الدوله و پسرش ناصرخان در حالیکه هر دو وکیل مجلس بودند و مصونیت داشتند توسط پلیس سیاسی دستگیر و به زندان افتادند. صولت الدوله قریب شش ماه در زندان قصر در شرایط نامساعدی به سر برد.صولت‌الدوله در شانزدهم مهر ۱۳۱۱ در زمانی که نماینده مجلس شورای ملی بود، در زندان قصر تهران درگذشت.             اسماعیل خان قشقایی-سردار عشایر ایران(نفر دوم از چپ)

بی بی خدیجه همسرصولت الدوله    

 همسر صولت الدوله، خدیجه بی بی دختر عبدالله بیگ کشکولی، زنی شجاع وبی باک، سیّاس و سخندان و دوراندیش بود که در دوران تبعید و زندانی شدن صولت الدوله مسئولیت سنگین ایل را بر عهده گرفت. احمد شاه به او لقب احتجاب السلطنه داده و رضاشاه گفته بود : (( که در طول دوران زندگیم دو نفر مرد دیدم یکی مادر دکتر امینی و دیگری همسر سردار عشایر خدیجه بی بی که باید به آن ها نشان سپه بدهم )). هنگامی که جنازه صولت الدوله را تحویل خدیجه بی بی می دهند وی به رضا شاه پیغام می دهد:

((نامردا   نشان سپه تو   به دستم رسیده  . . .   باش تاصبح دولتت بدمد.))

ارسال یک پاسخ