شما عشایر محترم ایران و تمام اقشار ملت باید هوشیارانه توجه داشته باشید دست های خائن باز در زیر پرده مشغول فعالیت هستند

— امام خميني(ره)

پوستر شهدای تیره قرمزی

 زندگی نامه اولین گل پرپر شده تیره قرمزی شهید را ه انقلاب نور محمد محسنی (قرمزی)

 شهید نور محمد محسنی (قرمزی)فرزندشریف، در تاریخ۱۳/۱/۱۳۳۶ در عشایر تیره ی قرمزی در خانواده ی  متدین و مذهبی در استان فارس شهرستان کازرون در منطقه ی فامور متولد شد. ایشان دوران کودکی  را در دامان پدر و مادری مهربان و دلسوز سپری نمودو دوران ابتدایی را در مدارس عشایری با موفقیت و با نمرات عالی سپری نمود.اما به علت پاره ای از مشکلات و نبود امکانات تحصیلی از ادامه ی تحصیل باز ماند. عشق که اساس همه ی تحولات و دگر گونی هاست آن شهید عزیز را در دوران جوانی و در ایام انقلاب از ایل به شهر کشاند. و به انقلابیون پیوست، و نقش موثری در آگاه کردن مردم ایل داشت و با پخش اعلامیه های انقلاب به رهبری امام خمینی(ره) به فشار جنایت رژیم سفاک پهلوی مبادرت ورزید سرانجام در روز یوم الله ۲۲بهمن ۱۳۵۷ روز به ثمر نشستن طوبای تناور انقلاب در فلکه ی شهربانی سابق و شهدای کنونی(شیراز) در حین تظاهرات شربت شیرین شهادت را از دست دژخیمان رژیم پهلوی نوشید . ودر عروجی آسمانی ،به لقا الله پیوست و چنین بود که دست تقدیر ،گلی خوش بو را از بوستان معرفت گلچین کرد. ودر کنار همه ی خوب رویانی که در بهشت امن الهی مامن گزیدند، قرار گرفت و برای همیشه ی تاریخ،به عنوان اولین گل پرپر شده ی تیره ی قرمزی و شهدای راه انقلاب سر افراز و جاودانه ماند.

سایه  معشوق گر افتاد بر عاشق چه شد              ما به او محتاج بودیم او  به ما مشتاق بود 

شهید فرهاد قرمزی

سال ۱۳۴۸در خانواده ای از  ایل قشقایی تیره قرمزی  دیده به جهان گشود  .دوران ابتدایی درمدرسه عشایری ودوره راهنمایی را  درشهرستان بروجن باموفقیت به پایان رساند.ودوران متوسطه رادردبیرستان شهید  بستانپور کازرون در حالی که سال دوم رشته تجربی  مشغول به تحصیل بود   مدرسه ودرس رارهاکرد وهمراه چندی از برادران بسیجی عشایر راهی جبهه های جنگ شد  ودر عملیات پیروز مندانه  بیت المقدس ۲ شجاعت وتوانایی های  خودرا  چنان که باید  نشان داد،  در روزهای حساس جنگ  در بهار ۱۳۶۷  برای بار دوم،درس را درامتحانات خرداد۱۳۶۷ رها وراهی جبهه شد سرانجام  در روز پنجم مردادماه ۱۳۶۷ در منطقه شلمچه  به وسیله ترکش خمپاره  به خیل خونین کفنان عاشورایی پیوست  .

آخر مهر ومحبت  نه همین سوختن است       تاچه ها برسر خاکستر  پروانه رود

  شهید شهباز قرمزی 

،فرزند خان بابا  قرمزی ،در سال ۱۳۳۶ در منطقه کازرون (ملای بلوط) از استان فارس  در خانواده  مذهبی ومتدین  از ایل همیشه سلحشور  وسرفراز قشقایی طایفه دره شوری تیره قرمزی  چشم به جهان گشود. دوران نشاط انگیز کودکی راتا پایان دبستان  در ایل  ودر مدارس عشایری سپری کرد ،ودر کشاکش زندگی سخت  کوچ نشینی، رسم  تواضع  وفروتنی وراه وروش ساده زیستی ، شجاعت  وپایداری را آموخت. مقطع راهنمایی ودبیرستان رادر یکی از مدارس کازرون با موفقیت ، به اتمام رساند .بعد از اتمام درس به خیل راست قامتان  نیروی ارتش جمهوری اسلامی ایران در آمد.وخدمت خالصانه وعاشقانه خود را در راه دفاع از آرمانهای  انقلاب اسلامی ایران درلشکر۹۲ زرهی اهواز دنبال نمود. تا این که  در سال ۱۳۶۰ در تپه های الله واکبرخرمشهر در اثر اصابت ترکش  خمپاره تانک دشمن ، از ناحیه سر مجروح وبه خیل جانبازان انقلاب  اسلامی درآمد. وبه مدت ۵الی ۶ ماه در بیمارستانهای تهران ومشهد مقدس ،بستری وتحت معالجه قرار گرفت. اما سر انجام رنج ،مجروحیت وجانبازی ،خود را نشان داد وبعد از تحمل نزدیک به سه سال در تاریخ ۱۶/۲/۱۳۶۳ به دیدار معبود رسید.این جانباز نستوه ،بزرگترین سرمایه خود را که جان شیرین وپاکش  بود به اسلام وانقلاب فدا کرد تا عزت ،عظمت وسربلندی  نظام مقدس جمهوری اسلامی  ایران همچنان باقی بماند. اینک مر قد مطهر وپاکش در گلزار شهدای اسلام آباد بروجن زیارتگاه عاشقان دل سوخته وعارفان رخ از غیر حق بردوخته، می باشد.

 معلم شهید صفدر قرمزی

 در عشایر کوچرو ایل قشقایی طایفه دره شوری تیره ی قرمزی در سال ۱۳۳۸در منطقه ی فامور از توابع شهرستان کازرون دیده به جهان گشود  و دوران طفولیت را در دامن طبیعت و در کنار والدین خویش آغاز نموده و در هفت سالگی تحصیل علم را در مدارس عشایری شروع و با مشقت و سختی زندگی عشیره ای توانست دوره ی ابتدایی را به پایان برساند و به خاطر عشق و علاقه فراوانی که به شغل مقدس معلمی و خدمت به نونهالان ایل داشت در سال ۱۳۵۵ وارد دانشسرای عشایری فارس (شیراز) گردید. وپس از فارغ التحصیل از دانشسرای عشایری  مشغول خدمت به نونهالان ایل گردید. شهید بزرگواردر خانواده ای متدین و مذهبی و پایبند به باورهای دینی چنان پرورش یافت که گویی یاد خدا عشق به امامان معصوم و انس با نماز موسیقی و آهنگ فطری جان او بود و  و همین عشق اورابه عضویت در بسیج و حضور در جبهه های نبرد حق علیه باطل وا داشت  در فصل بهار در سنه ی ۶۱بی تابانه راه جبهه را در پیش گرفت و سر انجام این بسیجی و معلم جان بر کف و پاسدار حریم ولایت در عملیات پیروزمندانه و غرور آفرین آزاد سازی خرمشهربه فیض عظیم شهادت نایل آمد و پیکر پاک و مطهرش بعد از ۱۳ سال در تاریخ ۲۸/۴/۷۴ تشیع و در گلستان شهدای دزج به خاک سپرده شد.

سرخ پوشان شادوخندان می روند     سربداران بادل وجان می روند

شهید مهندس ابراهیم قرمزی

 شهید مهندس  شهیدابراهیم قرمزی در عشایر تیره قرمزی از طایفه دره شوری وابسته به ایل بزرگ قشقایی در ارتفاعات کوهستان های شهرستان کازرون دیده به جهان گشود دوران کودکی را در میان ایل و در دامن پاک طبیعت  که سکر سبز آن دیدگان هر کسی را مست و محسور می کرد گذرانید و در بین زیبایی های دل انگیز کوه دشت قدم به دبستان نهاد و در پایان سال تحصیلی به علت هوش و استعداد سرشار نفر اول کلاس بود این شهید بزرگوار از آغاز راهنمایی تا پایان دوره ی متوسطه بعنوان دانش آموز نمونه در دبیرستان شهید بستانپور کازرون شناخته شد و در سال ۱۳۶۵ با اخذ دیپلم در رشته ی ریاضی فیزیک به کنکور ورودی دانشگاه راه یافت و در رشته ی مهندسی شیمی در دانشگاه شیراز پذیرفته شد و بعد از فراغت تحصیل به استخدام شرکت صدرو شیمی شیراز وابسته به وزارت دفاع مشغول به کار شد تا این که در سال ۱۳۸۱در اثر آتش سوزی شرکت در حین انجام وظیفه برای خود کفایی کشور عزیزش به مقام والای شهادت دست یافت و پیکر پاک و مطهرش در شهرضا در میان حزن و اندوه دوستان و اقوام  تشیع و در جوار شهداء آرمید .  

منزل آن مه کنون، بارگه کبریاست                دل،بردلداررفت،جان برجانانه شد

شهید فرج الله قرمزی(حمدالله)

شهید فرج الله قرمزی (فرزندحمد الله)در سال ۱۳۳۹ در یکی از مناطق عشایر نشین استان اصفهان ((مهر گرد)) دیده به جهان گشود وی از تیره ی قرمزی طایفه ی دره شوری بود. آن شهید بزرگوار مثل هزاران کودک ایلی در میان فقر و محرومیت  که از ویژگی های زندگی عشایری است، بزرگ شد و از همان کودکی از سیرت بسیار زیبایی برخوردار بود تحصیلات ابتدایی را در روستای نقنه از توابع شهرستان بروجن به پایان رساند دوران دبیرستان را در رشته ی فنی در یکی از هنرستان های فنی حرفه ای شهرضا با نمرات بسیار عالی به پایان رساند و در سال ۱۳۵۷ نقش به سزایی در به ثمر نشستن حرکت های انقلابی ایفا کرد. پس از انقلاب لبیک گویان به ندای امام و پیشوای خود به خیل سربازان بهار انقلاب پیوست سر انجام پس از مدتها حضور در جبهه ها در تاریخ ۲/۲/۱۳۵۹ در منطقه ی سنندج در مبارزه با منافقین کور دل به درجه ی رفیع شهادت نایل شد و پیکر پاک و مطهرش در گلستان شهدای نقنه به خاک سپرده شد.

وصل اند عاشقان به ترنم سرای عشق                 مستانه می روند ز خود تا سرای عشق

شهید فتح الله افخمی

شهید فتح الله افخمی(قرمزی)فرزند محموددر سال ۱۳۴۵در منطقه فامور از توابع شهرستان کازرون در خانواده متدین ومذهبی از تیره قرمزی دیده به جهان گشود. دوران کودکی را در طبیعت  ودر کنار خانواده دوست داشتنی خود به پایان رساند ،او تحصیلات  ابتدایی را در دبستان عشایری دزج  ودوره راهنمایی را در مدرسه ی شهید ولی الله یعقوبی همگین ودوران متوسطه را در دبیرستان شبانه روزی ایثار گران  شهرستان دهاقان  با موفقیت به پایان رساند. آن شهید همیشه شاهد بابه ثمر رسیدن طوبای تناور انقلاب وآغاز  جنگ تحمیلی داوطلبانه  واز سر اشتیاق  به خیل پرشکوه  جان برکفان عرصه ی  ایثار  وسرایندگان  حماسه ی خونین شهادت پیوست . در خردادماه ۱۳۶۲ دوره ی آموزشی را در پادگان ثار الله شهرضا به پایان می رساند و در تاریخ ۱۹/۵/۱۳۶۲ در عملیات والفجر ۴ در منطقه ی کردستان زخمی و در بیمارستان کله قندی کردستان بستری می شود. و پس از درنگی کوتاه و بهبودی نسبی بار دیگر  به عنوان پاسدار وظیفه در تیپ قمر بنی هاشم به راهیان نور پیوست. سرانجام در عملیات غرور آفرین کربلای ۸ در منطقه ی اروند کنار (فاو) این مرغ ملکوت از فرش خاک به عرش آبی آسمان پر کشیده و جاودانه در جوار رحمت حق آرمید.

  روانش شاد و یادش در حافظه ی تاریخ جاودانه باد                         

شهید شکرالله قرمزی

در روستای مهرگرد از توابع شهرستان سمیرم استان اصفهان  در خانواده پاک سرشت از عشایر غیور ومتدین ،تیره قرمزی دیده به جهان گشود، او را شکر الله نامیدند، نامی که نشانی از شکر گزاری والدین به درگاه الهی  برای تولد این فرزند بوده، پدر از همان دوران کودکی ، در تربیت  وپرورش انسانی ، وتهذیب اخلاقی  واهتمامی تمام ،نقشی به سزا داشت،وبراین آرزو بود  که فرزندش روزی از جایگاهی  بس رفیع  و والا در حوزه بینش  برخور دار گردد. دوران کودکی را در فضای ساده وصمیمی روستا در بستر طبیعت بکر ، دست نخورده وکوهستانی منطقه بالید  وپرورش یافت .دوران دبستان را با همه مشقت وسختی در زادگاهش به اتمام رساند، وبه علت  عدم دسترسی به مدرسه راهنمایی ومتوسطه  ،از ادامه ی تحصیل بازماند.اما او به لحاظ موقعیت حساس کشور واحتیاج  جبهه به نیروی رزمنده وایثار گر جهت دفاع از کیان اسلام ،نتوانست از مسوولیت  خود،نسبت به دین ومملکت شانه خالی کند.از این رو در آذر ماه ۱۳۶۵ از طرف بسیج سپاه ناحیه سمیرم  عازم جبهه های جنگ شد، وپس از ۴۵ روز فعالیت بی وقفه در جبهه جنوب ،  این لاله ی برافروخته آفرینش در تاریخ۱۳/۱۰/۱۳۶۵ در منطقه شلمچه  در عملیات غرور آفرین کربلای ۵ در ردیف گلهای خوشبو ی بوستان بهشت جای گرفت وبه جاودانه ی عالم معنی پیوست.

سرخ پوشان شاد وخندان می روند        سربداران با دل وجان می روند

شهید نصرالله تقی زاده
شهید نصرالله تقی زاده (قرمزی)از ملکوتیانی بودکه درسال۱۳۳۲دریکی ازمناطق عشایر نشین استان فارس منطقه ی فاموراز تیره ی قرمزی دیده به جهان گشود،آن شهید بزرگوار، درسن ۷سالگی راهی دبستان شدواز همان ابتدا از هوش واستعدادسرشاری برخوردار بودتا جایی که دربین هم سن وسالان خودممتاز به شمار می امد.بعدازاتمام دوران ابتدایی واخذ مدرک ششم نظام قدیم ازدبستان روستای خان احمدی شهرستان گچساران خانواده اش به استان اصفهان روستای دزج ازتوابع شهرستان دهقان مهاجرت کردند.به خاطر فقر مالی وکمک به خانواده خودجهت امرار معاش از ادامه ی تحصیل باز ماند. با اوج گرفتن شعله های فروزان انقلاب اسلامی التهاب پر شور وهیجانات عاطفی شهید تقی زاده رادرصف مبارزانی که به ندای امام لبیک گفتند قرارداده بود.سرانجام این جوان پاک باخته وغیور  از طرف بسیج سپاه شهرضا به جبهه های نبردحق علیه باطل اعزام شد و در تاریخ ۹/۹/۱۳۶۰ در عملیات بستان طریق القدس تنگه چزابه به درجه ی رفیع شهادت نایل شد وپیکر پاک و مطهرش در گلستان شهدای شهرضا به خاک سپرده شد.
شهید محمد علی رنجبر

 او در یکی از خانواده ی مومن ومتدین  تیره قرمزی  به دنیا آمد زندگی راهمانند دیگر کودکان عشایر که تازه  از زنگی ایلی اسکان یافته بود با رنج ومشقت آغاز کرد  وبادسترنج  ناچیز پدر  که حاصل  کارگری بود ،گذران زندگی را دربستر زمان  دنبال می کرد. دوران ابتدایی را درروستای اسلام آباد(بروجن) باموفقیت به پایان رساند دوره راهنمایی را در درشهر بروجن تادوم راهنمایی ادامه داد ،این شهید والا مقام  برای مساعدت درامور خانواده  وهمدلی با پدرش مدرسه راترک نمود ومشغول کار می شود. او که شعله های  فروزان عشق  به دین وولایت ، تمام وجودش را فراگرفته بود  برای حراست از ارزشهای  انقلاب ، در سال ۱۳۶۱  ازطریق بسیج  سپاه بروجن عازم  جبهه های جنوب می شود ودر عملیات غرورآفرین بیت المقدس حضوری  عاشقانه داشت.  بعداز دوماه حضور فعال درجبهه های نبرد به زادگاه خودباز می گردد. ودر بعد فرهنگی باارشاد وراهنمایی جوانان وبرگزاری دعا نماز جماعت در روستای محل زندگی  نقش ارزنده ای را ایفا می نماید.  برای انجام خدمت مقدس سربازی  تصمیم  می گیرد جذب سپاه  پاسداران انقلاب اسلامی بروجن شود. واز این  طریق مجددا عازم جبهه  می شود  سر انجام در تاریخ ۲۷/۴/۱۳۶۱ در منطقه شلمچه ،مرغ جانش از قفس خاک پر گرفت  وبه شاخساران  طوبای محبت ،آشیان اندر گرفت.  واینک ماحسرت نشینان  غم سنگین هجرانش  رابه دوش درد می کشیم  وتا آخرین لحظه بودن ،نبودنش رابه سوگ  می نشینیم .

   کمال اجر شهادت برآن شهید دهند      که غیر شمع ،کسش گریه برمزار نکرد

معلم وبسیجی دلاور شهید ناصر اکرمی (قرمزی)

سخن از لاله ای پرپراز تیره ی قرمزی که حسین را در زندگی برای خود اسوه ی کامل قرار داد،می باشد

این پروانه ی پر سوخته در روز نوزدهم بهمن ماه ۱۳۴۳درخانواده ی مذهبی و در دامن سبز طبیعت ممسنی ، چشم به جهان گشود دوران کودکی را تا پایان تحصیلات ابتدایی در مدارس عشایر و به صورت کوچ نشین پشت سر گذاشت  پس از طی دوره ی راهنمایی در مدرسه ی  شهید خدیو کازرون  درسال ۱۳۶۳در دبیرستان بعثت کازرون موفق به اخذ دیپلم  در رشته  اقتصاد گردید. و در همان سال بخاطر علاقمندی به شغل مقدس معلمی  در رشته علوم اجتماعی  وارد  تربیت معلم شهید مطهری شیراز گردید، بعد از اتمام دوران تربیت معلم به ندای شبه آسمانی امام راحل لبیک گفت و عازم جبهه و جنگ شد و سر انجام این انسان وارسته و جوان پاکباخته که صفایش را از چشم ساران ییلاق و صلابتش را از کوه های همیشه پایدار قشلاق به ارث برده بود پس از ۳ماه حضور در جبهه ها در روز ۲۴ دی ۱۳۶۵ در عملیات غرور آفرین کربلای ۵در منطقه ی شلمچه به وعده گاه الهی قدم نهاد و به همراه جمعی از زیبا سیرتان  خاکی سرشت راهی بهشت شد و جان پاکش در شمار ((السابقون السابقون اولئک المقربون ))قرار گرفت و دو ماه بعد از شهادتش پیکر پاک و مطهرش در شهر نقنه از توابع شهرستان بروجن درمیان حزن واندوه دوستان واقوام خویش تشییع  وبه خاک اک سپرده شد.

مرغان سبک بال و سبک سیر فروغی      از دامگه خاک به افلاک  پریدن

شهید کهیار مرادی

پاسدار رشید اسلام شهید کهیار مرادی (قرمزی) در تاریخ ۱/۷/۱۳۴۷ در خانواده ای  از عشایر تیره قرمزی ، که پایبند به اعتقادات مذهبی وآداب ورسوم عشایری  بودند ، پا به عرصه گیتی  نهاد، دوران  ابتدایی را در همان  چادر های ساده وبی آلایش  عشایری  که به مرکز آموزشی صدر اسلام  بی شباهت نبود سپری کرد.  بعد از اتمام دوران ابتدایی خانواده بهشهرستان  بروجن نقل مکان نمودند.دوران راهنمایی را در یکی از مدارس شهرستان بروجن از توابع استان چهار محال بختیاری باموفقیت وبا نمرات عالی به پایان رساند.  چون وجود ایشان لبریز از عشق به انقلاب ودفاع از آرمانهای بلند امام راحلمان (ره)بود به خیل سبز پوشان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهر بروجن درامد پس از گذراندن یک دوره سه ماهه اموزشی در پادگان غدیر اصفهان، عازم جبهه های جنگ شد و چندین بار زخمی شد پس از بهبودی و مداوای نسبی مجددا به جبهه بازگشت. تا این که در تاریخ ۱۷/۱۲/۶۲ در عملیات افتخار افرین خیبر در منطقه ی مجنون از عالم خاکی پر  کشید وسفر خود را به سوی عالم معنا اغاز کرد. ودر این ازمایش بزرگ الهی توانست همانند تمام وارستگان از هر چه که نام ((تعلق))بر اوست خود را جدا کند ودرزیبا ترین لحظات آسمانی عروج دعوت حق را لبیک گوید وبه مسلک راهیان بهشت درآید وجسم پاکش بعداز ۱۶سال دوری از وطن سرانجام در سال ۱۳۷۹تشییع ودر گلستان شهدای اسلام آبادبروجن به خاک سپرده شد .  

 شهید حسینعلی رنجبر
 باز سخن از مهاجر ملکوت از تیره قرمزی  طایفه دره شوری می باشد  که  مولایش رادر زندگی  برای خود اسوه کامل قرار داد زیرا تولدش در روز عاشورا وتشیع وخاک سپاری اش هم در روز عاشور بوده است. آری اون کسی نیست جزءحسینعلی رنجبر (قرمزی)که دربهار۱۳۴۵ دردرهنگام کوچ ایل ازقشلاق به ییلاق درروز عاشورا ودرنزدیکی سمیرم از خانواده فقیر ومذهبی چشم به جهان گشود پدرش به خاطر عشقی که به مولایش سالار شهیدان داشت وهم  این که تولدش در روز عاشورابوده  اوراحسینعلی نامید، وچه نیکو نامی.او به تدریج  دربوستان زندگی ،قامت برافراشت  ودوره ابتدایی رادرمدارس عشایری که  لبریزازصفا،صمیمیت وسادگی بودبا موفقیت به پایان برد. مقطع راهنمایی را درروستای  همگین بانمرات بسیار بالا وممتاز تحصیل نمود   به طوری که هرساله ازطرف اداره  وآموزشگاه بارها مورد تشویق  قرارگرفت پس از اتمام دوره راهنمایی  عازم خدمت مقدس سربازی درخط مقدم  جبهه های جنگ تحمیلی شد  دراین دوران خدمت چندین بار زخمی  شد  همیشه آرزو داشت  تاخدمت سربازی می باشد شهید نشود تادیگران خیال نکنن حضورش درجبهه اجباری ویا بخاطر سربازی بوده.بعد از اتمام دوران مقدس خدمت سربازی برای دفاع از سرزمین اسلامی ایران وحمایت از ارزشهای اسلامی  وقدم نهادن درراستای  احیای  مجددجهاد ،عازم جبهه شد  طبق گفته همرزمانش در روزهای آخر عمر بابرکتش از شجاعت ،پایمردی واخلاصس  معلوم بود که رفتنی است  سرانجام این عاشق پاک باخته  در در عملیات کربلای پنج  مرغ روحش سبک بال از عالم خاک به آستان وصال یار پر کشید  وبه خیل مرغان عاشقی  پیوست  که از زمین پرگشودن  وپرواز خود راتاچکاد آشیان سیمرغ حقیقت آغاز کردند. وپیکر پاک ومطهرش ۹سال پس از شهادت در روز عاشورا تشییع ودر جوار سایر شهدای روستای دزج آرمید.

یادش تاابد زنده وسبز باد وروحش درروضه ی مینو جاودانه وشاد.

ناو سالار یکم شهید فرج الله قرمزی(امیر حسین)
وی درسال ۱۳۴۲ درخانواده مومن وسختکوش عشایر تیره قرمزی  دیده به جهان گشود.تحصیلات ابتدایی را در دامن پاک ایل در دبستان عشایری طی نمود و یکی از شاگردان ممتاز بود بعد از دوران ابتدایی در دبیرستان عشایری شهید بهشتی پذیرفته شد و شروع به تحصیل نمود و در زمان انقلاب یکی از سربازان پانزده ساله ی امام بود که همراه مردم پاک ایلش دوشادوش ملت ایران انقلاب بزرگ قرن را پدید آورد و در دوران دفاع مقدس همراه با دیگر فرزندان عشایر به جبهه اعزام گردید و در راه میهن اسلامی رشادت ها آفرید و در طول جنگ دو بار مجروح شد، ودر آخرین بار در سال ۱۳۶۵د ر اثر بمباران شیمیایی دشمن مجروح گشت. بعد از جنگ در رشته پرستاری در دانشگاه علوم پزشکی یزد پذیرفته شد و بعد از فارغ التحصیل شدن در بهداری نیروی دریایی سپاه عاشقانه مشغول خدمت به مردم محروم منطقه ی هندیجان ماهشهر گردید و پس از ۵سال خدمت در مناطق محروم بنا به ضرورت در نیروی دریایی تهران و در واپسین لحظات عمرشریفش در بیمارستان مسلمین شیراز به خدمت صادقانه خود ادامه داد او شهید زنده ای بود که از زمان جنگ به یادگار مانده بود بالاخره رنج مجروحیت که در شهریور ۱۳۸۰ عارضه شیمیایی خودرانشان داد و بعد از تحمل یک سال و نه ماه ظهر سه شنبه ۶ خرداد ماه هشتاد و دو به دیدار معبود رسید و در واقع رنج سفر پایان یافت و پیکر پاکش در گلستان شهداء در جوار دیگر شهیدان شیراز به خاک سپرده شد.  
شب مردان خدا،روز جهان افروز است        عاشقان رابه حقیقت  شب ظلمانی نیست
 شهید قاسمعلی قرمزی

شهید قاسمعلی قرمزی از ایل قشقایی ،طایفه دره شوری، تیره قرمزی یکی از افلاکیان بود(شهید از خاک  به افلاک پر کشید، تا تااسلام سربلند بماند،ُ به عرش خدا رفت ،تا از فرش زمین کنده شود،اودر شباب جوانی بسیار سلحشور،نترس قوی وشجاع بود،ایشان درگردان تخریب درعملیات والفجر۱۰به عنوان تخریب چی  ورسته اصلی شهید درگردان بی سیم چی فرمانده گردان بود) کبوتر خونین بال تیره قرمزی  از تیپ ۴۴قمر بنی هاشم  استان چهار محال بختیاری در صبح روز ۲۲اسفند سال ۶۶ درمنطقه شاخ شمیران   در سن ۱۷ سالگی به شهادت رسید  وپیکر پاکش در ۱۵ فروردین ۶۷ در روستای اسلام آباد  شهرستان بروجن  درگلزار شهدای  این روستا  به خاک سپرده شد. روحش شاد ویادش گرامی باد.

نوشته شده  توسط خدارحم قرمزی

۴ دیدگاه

  1. حسین افخمی عمله قشقایی گفت:

    سلام حسین افخمی از شهرستان دهاقان فرزند جانباز ۲۵درصد هستم به مدت ۴سال در اداره برق دهاقان مشغول به کار بودم ودر حال حاظر تو اسایشگاه جانبازان قطع نخاعی وگردنی مشغول هستم . خیلی خوشحالم که این جانبازان استان خدمت می کنم .

  2. ناصرقرمزی گفت:

    اگر کسی از اجداد وبزرگان تیره ی قرمزی اطلاعاتی داره بذاره سایت تاگذشته خودمان را بشناسیم،با تشکر

  3. جمالی. اقلید گفت:

    اسماعیل قرمزی از مردان معروف این طایفه قرنها پیش بدلیل درگیری با حاکمان وقت به منطقه بختیاری تبعید گردید و در سرزمین جونقان اسکان داده شد. امروزه اولاد این مرد بزرگ دره شوری با عنوان اولاد اسماعیل قرمزی یا اولاد صحنعلیوند با فامیلهای: اسماعیلی/زمانی/ازند/مردانی/حیدری و … در جونقان هستند.

  4. مهران جهانشاهی گفت:

    مطلب زیر را در سایتها و وبلاگهای قشقایی دیدم. خیلی جالب بود. صدها سال قبل یک دلاور قرمزی از یره ما بدلیل مبارزه با ظلم به منطقه بخیاری تبعید می شود و دیگر کسی از او یادی نمیکند؟؟؟؟
    باید به دنبال این ابرمرد و در اصل دنبال نوادگان او باشیم در چهارمحال و جونقان

    اسماعیل قرمزی و صحنعلی از بزرگمردان دره شوری چهارصدسال قبل طی مبارزاتی که با حاکمان ظالم منطقه داشتند سرانجام مجبور به مهاجرت به منطقه بختیاری در شهر کنونی جونقان گردیدند. امروزه نوادگان این دو بزرگمرد با فامیلهای اسماعیلی/زمانی/مردانی/حیدری و …. در این شهر زندگی می کنند.ن

ارسال یک پاسخ