بحمدا… با کمک همه اقشار ملت و عشایر محترم ایران این پیروزی تا اینجا حاصل شد

— امام خميني(ره)

 

زراسوند یکی از طوایف بزرگ دورکی وند هفت لنگ بختیاری می باشد که ریاست کل ایل بختیاری را به عهده داشت که به ایلخانان بختیاری معروفند.ایلخانان بختیاری ازایل زراسوندمیباشند که مرکز ایلخانی آن ها و کل بختیاری در منطقه گردشگری چغاخور واقع در چهارمحال بختیاری می باشد.

ایل بزرگ  زراسوند ایلی غیور،شجاع،جنگجو،دلیر و مهربان وخانزاده وبسیارمهمان نواز  که هم اکنون در تمام استان ها پراکنده هستند.

خوانین بختیاری((ایلخان و حاج ایلخان و ایل بیگی بختیاری ها)) همگی از ایل بزرگ وغیور زراسوند می باشند.

   زیر شاخه های ایل غیور زراسوند:  (کورکور- ایهاوند)

ایل زراسوند به دو طایفه بزرگ تقسیم میشود که هرطایفه به چندین تیره بزرگ منشعب میشود:۱-طایفه کورکور ۲-طایفه ایهاوند

۱ – طایفه کورکور:(زراسوند)

*تیره کورکور

*تیره خدری

*تیره خدرسرخ

*تیره شا سه وند (ساکن تخت کاشان- کاشکلی – شهرک کورکور-چغاخور)

*تیره گرگه

*تیره باپیر

*تیره سیف الدین وند(سیف وند)

*تیره میر

 تیره کاید (ساکن سنگچین چغاخور- بارانگرد – فریدونی – کایدان – شارازن)

*تیره زنبور

*تیره سادات احمدپور(ساکن چغاخور.تمبی گلگیر)

*تیره گرما

  *تیره یتیم

.   ۲- طایفه ایهاوند:(زراسوند)

 *تیره اولادجعفرقلی خان

*تیره احمدخسروی

*تیره شالو زراسوند (ساکن سیلگون چغاخور)

*تیره هیهاوند

*تیره شهو یا(طایفه شهی) (ساکن منطقه شهیون،دارخلک،دورک،کناره رود دز..چغاخور..مسجدسلیمان)

*تیره توشمال

*تیره آسترکی زراسوند (ساکن علی آباد.چغاخور)

*تیره الاسوند(علاسوند

*تیره عطه جات

*تیره میرزا

 *تیره سادات علی کولی (ساکن چغاخور)

*تیره اورگونی (ساکن آورگان چغاخور)

*تیره ایهاوند

*تیره ایمری

*تیره چغاخورنشین

*تیره نورآباد

*تیره سزار

  محل زندگی ایل زراسوند

    (ییلاق درمنطقه بزرگ چغاخور.کوه کلار. واردل-شهرکرد-اصفهان و چهارمحال بختیاری،دورک  -ناغان ،کناره رود دز،دارخلک،ناغان،قلعه زراس-دژ شهی-(تعدادی ازطایفه کورکوربه د ینا رون ییلاق میروند)—(قشلاق در مسجدسلیمان وحومه..روستای حسن شاهی(ایمری)…منطقه شهیون دزفول(طایفه شهی)….حومه ایذه( منطقه مرغا .. تخت کاشان.کاشکلی.هلایجان)…حومه باغملک(فریدونی.بارانگرد.کایدان..شارازن..مناره…تلاور..گله واری)… تمبی گلگیروآسماری..شهرستان شوشتر…شهرستان اند یکا… شهرستان لالی.وغیره..

 تیره های وابسته

تیره ای بنام تیره خدری ازطایفه  خدری (ایل زراسوند) درلیراوی .هندیجان.دیلم وگناوه ساکن میباشند وهم اکنون به بختیاری بودن و خدری بودن و زراسوند بودنشان افتخار میکنند.وهم اکنون باخدری های زراسوند رفت و آمد دارند..

تیره ای بنام  تیره خدری ازطایفه خدری هم درگذشته درکنار طایفه بابادی درشهرستان لالی زندگی می کردندوبه مرور زمان زیرمجموعه طایفه بابادی  شدند ولی در اصل اصالتا” ازطایفه خدری ایل زراسوند میباشند .دربختیاری بیشتر طوایف به علت یافتن چراگاه برای دام هایشان ویا به علت نزاع وجنگ های داخلی و طایفه ای  بین ایلهای دیگر ویا به استانهای دیگر کوچ میکردند .

نظام سیاسی و توزیع قدرت

سازمان حکومتی ایل بختیاری، پس از شکست اتابکان لربزرگ شکل گرفت و بزرگان طایفه آسترکی دورکی هفت لنگ نخستین کنفدراسیون بختیاری را در سال ۸۳۰ ق با غلبه بر سلطان ابراهیم گورکانی تشکیل دادند. آمیربهرام شاه آسترکی جد امجد تیره بهرامسری آسترکی نخستین کسی بود که این کنفدراسیون را تشکیل داد و پس از او پسرش آمیربختیارشاه به حکومت رسید و پس از آمیربختیار پسرش آمیربابک شاه به حکومت رسید تا اینکه در زمان شاه اسماعیل و شاه تهماسب صفوی، میرتاجمیرخان آسترکی فرزند امیربابک شاه بهرامسری آسترکی بوده است. کسان دیگری از خاندان آسترکی شاه منصورخان، قاسم خان، ابوالفتح خان، احمدخان، علی صالح خان، محمدحسین خان و ابدال خان و حسام خان فرزند ابدالخان که پس از خلیل خان به حکومت بختیاری رسیدند. بنابر این سلطه هفت لنگ‌ها بر تمام ایل از سال ۸۳۰ شکل گرفت. وپس از خوانین آسترکی، خوانین اولاد جعفرقلی خان به قدرت رسیدند.

۲۵ دیدگاه

  1. میشه راجع به حافظی ها اطلاعات بدین؟

  2. آرزو حافظی گفت:

    ممنون میشم

  3. آرزو حافظی گفت:

    باسلام من ازحافظی ها هستم اما نمیدونم چیزی ازشجره حافظیامیشه کمکم کنید؟؟؟؟

  4. عبدالعلي رضايي گفت:

    با سلام
    طایفه ای که ازایل خدری زراسوند به طایفه بابادی مهاجرت کردند جد هفتم اینجانب بنام پاپا میباشد که سینه به سبنه ازپدران ما نقل شده که ماازطایفه زراسوند هستم وجد ما با شخصی دیگر به نام طاهراز طایفه رکان میرقائد بابادی دست برادری میدهند وزمین وملک بین خودشان تقسیم کردند وبا هم وصلت های زیادی کردند وهم اکنون در روستای قاسم اباد کوهرنگ منطقه ییلاقی وروستای طاهراباد لالی زمین وملک دارند وغرور واصالت ذاتی وجنگاوری اولاد پاپا در طایفه میرقائد بابادی که به رگ وریشه زراسوندی خود برمیگردد زیانزد است وپاپا دو فرزند به نامهای شهباز وجانباز داشتنه اند که فرزندآنها در طول تاریخ جنگاور ودر زمان حال افرادی تحصیلگرده وموفق میباشند خیلی دوست داریم فامیل ونزدیکان خود در طایفه خدری زراسوند را ملاقات کنیم.

  5. شاه اسد شیر کش گفت:

    با سلام.
    بردار عزیزی که این متن را به اشتراک گذاشته ای ،،ابن را بدان که با استفاده ابزاری از وقایع و شخصیت ها نمیشود برای خانواده و طایفه ای بزرگی خرید..خوانین بختیاری ابتدا از طایفه آستارکی بوده اند..و بعدها بهداروندها یا همان بختیاروندها قدرت مطلق بختیاری شدند..و سالهای سال بر تمام بختیاری حکومت کردند و با شاهان ترک تبار آن دوره حکومت ایران مشکل داشتند و هیچ گاه به آنها مالیات نمیدادند..بعدها شاهان قاجار برای تفرقه منصب خانی برای یکی از نوادگان حیدر کور پاپی که سالها قبل چوپان آشهباز خدرسرخ زراسوند بود و از نژاد صاد پاپی لرستان بود انتخاب کردند..که بعدها زراسوندها با آن خوانین متحد گشته و در برابر بهداروندها برای جنگ ایلخانی قرار گرفتند که در همه جنگ ها مغلوب بهداروندهای بختیاروند شدند…به همین خاطر سردار اسعد بختیاری نیز در کتابی که خودش نوشت ، جد خود را آحیدر صاد پاپی معرفی کرد و در بین بختیاری ها هیچ گاه خود را به هیچ طایفه ای معرفی نکرد و از لقب ایلخانی و حاجی ایلخانی استفاده میکردند…

  6. امید گفت:

    چرا داخل حضرات زراسوند وعلاسوند شایع است که میگن میر خیانتکار

    • اصالت زراسوند گفت:

      ادب مرد به از دولت اوست . تمام لر ها برای شما که ادبیات و فخر لر را با کلمات زشت و ادبیات سرگردنه ای بکار می برید و موجب سرشکستگی در بطن فرهنگ غنی لر و بختیاری هستید . دزدی و نویسندگی و تالیف و تربیت در کنار هتاکی و بی ادبی نمیگنجد …کتابت سراسر ادب است و از تو ادب آموختیم ….

  7. کر بختیاری گفت:

    اقای استرکی بهرامسری . ادب زراسوند و بختیاری جایگاه رفیعی دارد . شما به مردم و هم نژادان خود اتهام دزدی میزنید .اقای محترم بدانید آسترکی یک تیره بوده که زیر شاخه زراسوند بوده و امثال شما با توهم و تفرقه انرا جدا میسازید . درکتاب شما امده است که شما از صحرای حجاز و عراق و سرزمین تازی امده اید . پیشنهاد برادرانه ما این است که یا به اصل خود ۰زراسوند۰ دورکی که تاریخ پر افتخاری دارد باز گردیدد و یا به گفته خودتان به برادان عرب بپیوندید و این دیار را ترک کنید . گرچه اکثر برادران استرکی اسناد مدارک و گفته های شما را رد میکنند و بارها در جمع بختیاری اقرار و افتخار به بختیاری بودنشان میکنند

  8. میر ایوب گفت:

    برادر طایفه آسترکی مدعی هستند که میر جهانگیر خان بختیاری ومیر تاجمیر خان از طایفه آسترکی هستند .
    ولی چنین نیست به دلایل زیر:
    ۱ – هیچ گاه به طایفه آسترکی میر گفته نشدههمان طور که در کتیبه ی لالی ذکر نشده است .
    ۲ – میر جهانگیرخان وتاجمیرخان ومیر خلیل خان در زمان صفویه می زیستند و زمان صفویه حاکمان مناطق خوزستان لرستان ایلام و… در دست میر شاهوردی خان خودند و میر جهانگیر خان و میر تاجمیر خان و میر خلیل خان بعد از جریاناتی بعنوان والی خوزستان وسکونت گاه آنها لالی بوده بعدها به دلایلی فرزندان آنها جابجا شدند.
    ۳ – و لقب بختیاری را شاه اسمائیل بر مردمان بختیاری انتخاب کرده به دلیل زیر:
    زمان حکومت صفویه شاه اسمائیل در محاصره مغول ها قرار گرفت و میر جهانگیرخان وسپاهش شاه اسمائیل رو نجات دادند به خاطر همین شاه اسمائیل گفت بخت یاری کردو نجات یافتم به همین دلیل به سپاهی که نجاتش دادند لقب بختیاری داد.
    دلایلی زیادی هست که اثبات می کند که میر جهانگر خان آسترکی نبوده قبلا چنین صحبت هایی هم شده بود حتی یک مدرک هک نیست که ثابت کند که میر جهانگیر خان آسترکی بود .

  9. غلام شاه ؟؟ گفت:

    طایفه میر و زنبور از طوایف یتم و خوش نشین یا «پشت چاله نشین » زارسوند هستند… و عمدتا همراه شدند….

  10. آسترکی بهرامسری گفت:

    دزد تاریخ هستید شما اولا آسترکی طایفه س نه تیره،اگه جز باشه، زراسوند زیر مجموعه آسترکی ست.بزرگان طایفه آسترکی بنام زراسوند سند زدید و دزدی تاریخ میکنید.

    • میر ایوب کریمی زراسوند گفت:

      برادر عزیز طایفه آسترکی طایفه بزرگی هست وقابل احترام شما برادر عزیز با این الفاظ طایفه آسترکی رو زیر سوال می برید .

      در ضمن هر طایفه و تیره ای پیشینه دارد و قابل احترام است .

      ما بندگان در جایهگاهی نیستیم بدون عدله قظاوت کنیم .
      برای شما و همگی آرزوی موفقیت دارم.

    • برادر طایفه آسترکی مدعی هست که میر جهانگیر خان بختیاری ومیر تاجمیر خان از طایفه آسترکی هستند .
      ولی چنین نیست به دلایل زیر:
      ۱ – هیچ گاه به طایفه آسترکی میر گفته نشدههمان طور که در کتیبه ی لالی ذکر نشده است .
      ۲ – میر جهانگیرخان وتاجمیرخان ومیر خلیل خان در زمان صفویه می زیستند و زمان صفویه حاکمان مناطق خوزستان لرستان ایلام و… در دست میر شاهوردی خان خودند و میر جهانگیر خان و میر تاجمیر خان و میر خلیل خان بعد از جریاناتی بعنوان والی خوزستان وسکونت گاه آنها لالی بوده بعدها به دلایلی فرزندان آنها جابجا شدند.
      ۳ – و لقب بختیاری را شاه اسمائیل بر مردمان بختیاری انتخاب کرده به دلیل زیر:
      زمان حکومت صفویه شاه اسمائیل در محاصره مغول ها قرار گرفت و میر جهانگیرخان وسپاهش شاه اسمائیل رو نجات دادند به خاطر همین شاه اسمائیل گفت بخت یاری کردو نجات یافتم به همین دلیل به سپاهی که نجاتش دادند لقب بختیاری داد.
      دلایلی زیادی هست که اثبات می کند که میر جهانگر خان آسترکی نبوده قبلا چنین صحبت هایی هم شده بود حتی یک مدرک هک نیست که ثابت کند که میر جهانگیر خان آسترکی بود .

  11. آسترکی بهرامسری گفت:

    دزد تاریخ هستید شما اولا آسترکی طایفه س نه تیره،اگه جز باشه، زراسوند زیر مجموعه آسترکی ست.بزرگان طایفه آسترکی بنام زراسوند سند زدید و دزدی تاریخ میکنید.

  12. آسترکی بهرامسری گفت:

    دزد تاریخ هستید شما اولا آسترکی طایفه س نه تیره،اگه جز باشه زراسوند زیر مجموعه آسترکی ست.بزرگان طایفه آسترکی بنام زراسوند سند زدید و دزدی تاریخ میکنید.

    • برادر عزیز طایفه آسترکی طایفه بزرگی هست وقابل احترام شما برادر عزیز با این الفاظ طایفه آسترکی رو زیر سوال می برید .

      در ضمن هر طایفه و تیره ای پیشینه دارد و قابل احترام است .

      ما بندگان در جایهگاهی نیستیم بدون عدله قظاوت کنیم .
      برای شما و همگی آرزوی موفقیت دارم.

  13. اردشیر سالاروند گفت:

    سلام جالب بود.. ما چهارلنگ بختیاری ولی جد بزرگمون دویست سال پیش از اندیکا به منطقه لرستان اطراف ازنا مهاجرت کرده سابقا از طایفه زراسوند تیره شهو بودند… لطفا اطلاعاتی بیشتری در خصوص تیره شهو بدید ممنون

    • ستار گفت:

      سلام جناب سالاروند
      بنده ستار جمالپور سولگانی هستم از تیره شهو راجع
      به ارتباطی که با شهو فرمودید خواستم باهاتون صحبت کنم لطف میکنید اگر تماس بگیرید
      شماره تماس بنده ۰۹۱۶۶۱۰۶۹۹۴

  14. شبرنگ بختیاری گفت:

    لطفا بپرس آیا میرعبداله ورثه دارد؟

  15. شبرنگ بختیاری گفت:

    (میر نشسته ، میر کاهد به بٓلُمِسْ ،،،،،، باوادى بره بغل ایاهه به سٓلُمِسْ )) ره ….سلام جناب کریمی سپاس از بیان مطالب خوبتان: شعرفوق متعلق به دوران میرخلیل خان است یعنی سیصد سال قبل ….(میرنشسته بودوفلان طافه به بلمس…..فلان طافه بره بغل ایاهه به سلمس)

  16. فرشید گفت:

    به نظر من تیره یتین بهترین تیره در طایفه زراسوند است

  17. اطلاعاتی در مورد تیره میر زراسوند

    ۱- خاستگاه تیره میر :

    تیره میر اصالتاً از باب دیرکوند ، طایفه بالاگریوه ، تیره میر و از اولاد میرکریم میباشد

    که در عهد صفویه و حوالى سالهاى هزار و دوم هجرى به سرزمین لر بزرگ آمده که

    علت حضورشان انتصاب میرتاجمیرخان به حکومت لر بزرگ بوده است .

    تیره میر داراى سه تش ( کریم ) و ( شیخ عالى ) و(میر برات)می باشد .

    البته عده قلیلى از برادران ما که لقب (( تاجمیرى یا تاج میرى )) دارند نیز در رستم

    آباد ساکنند که خود را مستقل از این سه تش میدانند .

    عده دیگرى از برادران ما نیز در سفید دشت ساکنند که لقب جهانگیرى و یا میرى

    دارند که ایشان نیز خود را جداى از این سه تش میدانند .

    ٢- مکانهاى زندگى تیره میر و نحوه مالکیت ایشان :

    قشلاق تیره میر در قلعه لیت اندیکا ، آبگه یا همان اوو گه ، تالپا ، مرغا میباشد ،

    لیکن ملک تنگ مو (( حوالى فرودگاه مسجد سلیمان )) نیز سابقاً متعلق به تیره میر

    بوده که در یک جنگ درون طایفه اى ، هفت نفر از برادران عزیز یک تیره را کشتند

    وسپس تنگ مو را به حضرات واگذار کردند .

    ییلاق تیره میر در چغاخور ، زوردگان ، کورون ، رستم آباد و سفید دشت بوده ،

    ملک مورز در دامنه گردنه چرى به سمت بازفت ، حد فاصل بازفت و دینارون

    متعلق بهتیره میر بوده که بخشى از آن را به حضرات شیخ رباط فروخته و بخش

    دیگر آن نفروخته و بصورت اجاره نزد برادران شیخ رباط میباشد .

    نحوه مالکیت :

    املاک تیره میر به دو قسم تبدیل می شوند :

    ١- املاک بِخِرْ (( یعنى آنچه خریدارى شده و داراى قباله است و مستند دارد)) .

    ٢- املاک بِگِرْ (( یعنى آنچه را به زور و در جنگ تصرف کرده اند )).

    املاک بخر :

    الف ) ملک مورز بازفت خریدارى شده توسط میرتاجمیر خان از بهداروند داراى قباله

    است ، که بخشى از آن توسط میر غفار و میر عبدالعظیم و میرگنجعلى به حضرات

    شیخ رباط فروخته شده .

    ب) ملک اندیکا که توسط میر تاجمیرخان خریدارى شده و داراى قباله است ، لیکن

    بخشى از آن هم اکنون در اختیار تیره یتیم است و بخش جزئى آن نیز در اختیار تیره

    توشمال است .

    ج) ملک ایذه و مرغا و تالپا که توسط میرجهانگیرخان خریدارى شده و داراى قباله

    است .

    املاک بِگِرْ :

    ملک زوردگان و چغاخور که توسط خوانین وقت به تیره میر بخشیده شده و نامه

    واگذارى دارد ، پس از تصرف چغاخور و خروج ترکها ، چغاخور بین حضرات زراسوند

    تقسیم شد که این قسمت را به تیره میر دادند .

    ملک اووگه و تنگ مو نیز از بهداروند بوده که توسط تیره میر تصرف شده است .

    پراکندگى حضرات میر زراسوند ، در شهرها به مانند سایر بختیاریها غالباً در

    استانهاى خوزستان ، اصفهان ، تهران ، نیویورک ، پاریس. سیستان و بلوچستان

    و … میباشد که ارتباطى به مبحث جارى ندارد .

    ٣- افراد شاخص و کلانتران تیره میر :

    در تیره میر ، مانند تمام تیره هاى زراسوند و بختیارى ، همگى محترم بوده اند ولى

    افرادى را که ذیلاً بعنوان شاخص نام میبرم ، علاوه بر محترم بودن ، در مقطعى

    کلانترتیره بوده اند و یا مسئولیتى داشته اند و یا اینکه به جهتى از جهات به یک

    موضوعى زبانزد بوده اند ، وگرنه تمام برادرانم بزرگ و محترم بوده اند .

    اسامى مربوط به دویست سال تا دویست و پنجاه سال اخیر میباشد :

    ١- میر عبدالعظیم : در عهد خود کلانترى دانا و مدبر و البته بسیار شجاع بوده .

    ٢- میر غفار : در عهد خود کلانترى بزرگ و محترم و مدبر بوده .

    ٣- میر اسمال : در عهد خود ریش سفیدى دانا بسیار سیاس و زیرک و و در گاه

    نبرد شجاع و دلیر بوده .

    ۴- میرشیخعالى : در عهد خود ریش سفید و کلانتر و مردى بزرگ و مهمان نواز بوده .

    ۵- میر على صالح : یقیناً بعد از آ علیداد خدرسرخ ، به جرات میتوان نام میر على

    صالح را در زمره برترین نظامیان و شجاعترین افراد بختیارى قید کرد .

    ۶- میر سردار ، جنگ آورى و شجاعتش همیشه زبانزد بود و در جنگ سفید دشت

    به تنهایى چندین نظامى را دستگیر و خلع سلاح کرد و دستهایشان را بست و

    به حضور اسماعیل خان زروس برد .

    ٧- میر عباسقلى : کلانترى شجاع و سوارى قهار و بى باک بوده .

    ٨- میرگنجعلى : کلانترى مودب ، مدبر ، دانا و بشدت با جنگ مخالف بوده .

    ٩- میر یاور : کلانترى شجاع ، تند مجاز ، بى باک و سیاس بوده .

    ١٠ – میر امیرقلى : کلانترى نترس ، نظامى وار و سوارکارى ماهر و زبده و بسیار

    جدى ، در عین حال اهل موسیقى و آواز بوده .

    ١١- میرخزعل که اولین سرپرست بخشدارى لالى بود و در جنگ بین اسیوند ها و

    بابادى ها ، وقتى از هر دو طرف تعدادى دستگیر شدند ، حضرات بابادى به

    بخشدارى رفتند و میر خزعل را پشت میز کارش کشتند . پس از این واقعه منطقه

    لالى شلوغ تر شد ولى همه طرفها حکمیت مجیدخان محتشم رو پذیرفتند

    (( چونمادرش اسیوند بود ، میر خزعل زراسوند هم به نوعى برادر و هم طایفه اى

    او بود، و زن برادر وى یعنى همسر سعید خان نیز بابادى بود )) و این قائله با

    آشتى به پایان رسید .

    البته تیره میر از ابتدا در وسط درگیرى نبود و فقط در روزهاى آخر و پس از درگیرى ،

    این قتل بصورت ناحوانمردانه اتفاق افتاد .

    ——————

    کدخدایان تیره میر :

    میر عجم – میر نظام –

    ۴- حضور تیره میر در صحنه هاى مختلف

    زراسوندها :

    یکى از معروفیت میرها به خاطر و شجاعت آنها بوده .

    همواره در تمام جنگها حضور داشتند و در تمام جلسات یکى از پایه ها بودند

    خصوصاً بدلیل شجاعت ایشان .

    از مهمترین حضورها می توان به حضور میرعباسقلى ، میر اسمال ، میر مندنى ،

    میر سردار و میر على صالح در جنگ فتح تهران و حضور میر گنجعلى و میر یاور

    و میرعجم و میر امیرقلى و میر سلطان مراد در قیام ابوالقاسم خان ، اشاره کرد .

    همچنین در جنگ سفید دشت میر مندنى و میر فرهاد زخمى شدند و میر سردار

    براى نجات هم رزمان دستگیر شده اش ، دژ نظامیان را شکست و اونها رو آزاد کرد .

    ۵- اتحاد تیره میر با دیگر تیره ها و طوایف :

    در میان تیره ها زنبور بیشترین مراوده و ارتباط را با میر داشته و پس از آن

    تیره هاى شهو ، الاسوند ، توشمال ، بیشترین اتحاد و ارتباط را با میر داشته اند

    لیکن تیره میر همواره برادر و خادم همه تیره هاى زراسوند و همه بختیارى بوده

    است و این برادرىرا همواره عزیز و گرامى داشته است .

    در بین طوایف نیز تیره میر با طوایف اسیوند ، گندلى ، مورى ، عالى محمودى و

    مُلمُلى ارتباط و اتحاد نسبتاً خوبى داشته ولىکن طایفه میرقائد در بابادى باب خود را

    خورزاى تیره میر میدانند و جد مادریشان زنى بوده بنام (( میر نقره )) ، حتى در

    زمانى که از سوى مرحوم سرادر معظم ، مرحوم میرگنجعلى ، بعنوان حکومت سور

    اوو و زرى ، به منطقه بابادى رفته بود ، حضرات میرقائد دور او جمع شدند و

    (( هالوهالو )) میکردند و حضرات بابادى نیز هر کدام از بزرگانشان با اهداء یک

    گوسفندکشتى ، به ایشان خیر مقدم می گفتند ، شعرى در این احوال گفتند

    بدین مضمون :

    ((میر نشسته ، میر کاهد به بٓلُمِسْ ،،،،،، باوادى بره بغل ایاهه به سٓلُمِسْ ))

    در دسته بندیها نیز تیره میر غالباً حاج ایلخانى بوده و بیشتر با این خانواده از

    حکام معاصر بختیارى معاشر بوده ، شاید دلیلش خویشاوندیشان بوده

    میرعباسقلى با سهراب خان بختیار و آیاور ململى خورزمار بودند ، مجدداً همسر

    میرگنجعلى بى بى پرى دختر آملک محمد اسیوند و نوه عموى بى بى همه گل

    همسر سردار محتشم بوده .

    مجدداً دختر میرجعفرقلى ( برادر میر عباسقلى ) همسر محمد کریم خان ابدالى (

    مالک کاچ و رستمى و کریم آباد ) بوده و همچنین میر امیرقلى داماد آرستم الاسوند

    بود و پسر آرستم داماد امیرمفخم البته چند ارتباط و خویشى قدیم و جدید دیگر .

    ۶- بیشترین وصلت تیره میر :

    تیره میر با همه تیره هاى زراسوند و حتى طوایف بختیارى خویشى و مناسبت

    سببى دارند ولى بیشترین وصلت تیره میر با حضرات زنبور ، الاسوند ، توشمال ،

    گرگه ،شهو ، خدرسرخ و اولاد جعفرقلیخان بوده و در طوایف نیز بیشترین وصلت با

    طوایف گندلى مورى بابادى و عالى محمودى و بامدى بوده است

    ٧- افراد شاخص در روزگار جارى :

    اگر بخواهم نام همه عزیزان تحصیل کرده را بنویسم ، باید لیست اکثر جوانان

    تیره میررا بنویسم !!!! چرا که مدرک لیسانس و فوق لیسانس تقریباً فراگیر و

    عمومى شده ،لیکن فقط اشاره به افرادى میکنم که داراى منصب سیاسى ،

    اجتماعى ، فرهنگى ونظامى و علمى بوده و یا مدارکى بالاتر از تخصص باشند .

    ١-دکتر حاج سعید ایزدیان ، مدیرکل اداره اطلاعات استان خوزستان ، مدیر کل

    تلفیق بودجه وزرات مسکن و شهرسازى ، معاون سازمان بنادر و دریانوردى ،

    معاون پارلمانى وزیر راه و شهرسازى و فعلاً مشاور عالى وزیر ومدیر عامل

    سازمان کشتیرانى

    ٢- سردار سرتیپ حاج على میرنام ، عضویت در تیم محافظان امام خمینى ،

    فرمانده تیم محافظتى فرمانده سپاه وقت سرلشکر رضایى ، فرمانده حفاظت

    فرودگاه اهواز و فرودگاههاى استان خوزستان ، فرمانده حفاظت فرودگاههاى

    استان بوشهر

    ٣- دکتر فرهاد کریمى ، متخصص چشم و فوق تخصص قرنیه

    ۴- شهلا میربختیار ، هنر پیشه معروف و بازیگر سینما و تئاتر

    ۵- دکتر مریم کریمى ، دکتراى روانشناسى و استاد دانشگاه و مشاور بانک قوامین

    ۶- مرحوم محمد کریمى میر ، فوق لیسانس مدیریت ، قائم مقام شرکت ملى

    حفارى ( نفر دوم ملى حفارى بودند ایشون که چند سالیست دار فانى را

    وداع گفتند)

    ٧- احمد اتابک ، ریاست اسبق اداره سازندگى ملى حفارى و سرپرست تیم

    اعزامى ایران به کویت که ایشان و تیمش موفق شدند اولین چاه نفت کویت را

    خاموش کنند.

    ٨- حسین میرنژاد ، مدیر روابط عمومى شرکت نفت

    ٩- عباس براتى ، بخشدار اسبق اندیکا و فرماندار شوشتر و معاون فرماندار

    مسجدسلیمان که ایشان نیز چند سال قبل دار فانى را وداع گفتند .

    ۱۰ _میرپژمان کریمی زراسوند : کارشناسی عمران – کارشناسی حقوق –

    کارشناسی ارشد حقوق مالکیت فکری – دانشجوی دکترای حقوق –

    فعال سیاسی و فعال حقوق قومیت ها و محقق

    از محضر دوستان عزیزتیره میرکه داراى مدارک زیر دکترا هستند پوزش میطلبم

    چون تعداد زیاده فقط به خاصتر ها بسنده کردم .

    ٨- خلق و خو و جمعیت تیره میر

    جمعیت تیره میر امروزه شاید به سختى به حدود ٢۵٠ خانوار برسه و همواره

    جزء کم جمعیت ترین تیره هاى زراسوند بوده اند و با توجه به مقدار مالکیتى

    که در جایجاى سرزمین بختیارى داشته اند خلق و خوى تند مزاجى ،

    جوشى بودن ، شجاع و بى کله و نترس بودن و مهمان نوازى و وفادارى و

    همت و غیرت را همواره با خود داشته اند .

    ٩- شهدا و رزمندگان تیره میر شهید تیره میر

    ، مرحوم حاجتمراد غفارى و از اولاد میر غفار بوده اند .مرحوم سردارشهید

    حسین میرنام.

    البته در ابتداى جنگ ایران و عراق ، ستوان ناصر حیدرى (( از تیره میر )) رییس

    ژاندارمرى سوسنگرد بود و با تعداد اندک نیروهاى خود حدود ٢۴ ساعت مقاومت

    کرد .

    همیشه و در سالروز شکست حصر سوسنگرد نام ستوان حیدرى از سیماى

    ایران پخش میشود لیکن کمتر کسى از قوم بختیارى میداند که ستوان حیدرى ،

    این افسر شجاع ، بختیارى و زراسوند و از تیره میر میباشد !

    جانباز محمد رضا کریمى ، جانبازى که یک چشم خود را در راه دفاع از میهن از

    دست داد .

    ١٠ – برخى داستانهاى پیرامنى تیره میر :

    چند نمونه را براى مسال خدمتتان عرض میکنم لیکن اینها داستانهاى سینه به

    سینه است و از میزان صحت و سقم آنها خبر ندارم :

    الف ) داستان آشیرمحمد شهو ، یوسف خان امیر مجاهد و میر على صالح ،

    ابتدا لازمه که علاوه بر این چند نفر با اسامى دیگر نیز آشنا شوید :

    ١- توشمال نانک ( نوازنده ساز که بصورت اختصاصى براى خانواده و قلعه امیر

    مجاهد ساز و دهل میزده اند )

    ٢- بى لیلى مادر میرغفار

    ٣- بى مینا مادر امیرمجاهد

    واژه ( کور منجى ) ، کسى که چشمانش لوچ هستند و میر غفار کور منجى بوده .

    و اما داستان :

    در قلعه چغاخور که همه سران زراسوند حضور داشتند میر غفار و میر على صالح

    و آشیر محمد شهو و جوانى بنام یوسف خان ( بعدها امیر مجاهد شد ) و

    خیل دیگر بزرگان زراسوند نشسته بودند و قلیان هاى زیادى نیز به همرا منقل و

    وافور در مجلس بوده ،

    در حین خوش دماغى و شوخى ، یوسف خان با میر غفار تو گفت مو گفتسون

    وست ( بحثشون شد ) ، یوسف خان ز جا زید بدر ( عصبانى شد ) ورگشت

    به میر غفار گود : ( کور مادر قهبه ، ورى ز میلس ایما بزن صحرا تا ندادوم پوز بنن

    به خینت ) ((یعنى بکشندت و خونت را بخورند ))..

    مرحوم میر على صالح که داشت قیلون ایکشید ، دست اورد سر قلیون زجا کند ،

    ورس داد منِ سینه یوسف خان و گود ، کور مادر قهبه تونى که ز رون زنگل به بال

    سیل نیکنى !!! بگوین توشمال نانک بیاهه و ساز بزنه اسو بى لیلى و بى مینا

    بوازن( برقصند ) تا بنیروم تو مادر قهبه اى یا میر غفار !!!

    میر على صالح ورستاد و نهیب کرد سوار سوار وابو ، هر کى گوو مونه سوار وابو !

    ز مابین حضار ، حضرات زنبور و شهو ورستادن ، رهدن جلو آشیر محمد بگرن که پٓ

    سرکار چته ؟ سى چه ورستادین ؟؟

    آشیر محمد گود : خان چِلُمه ( کتفم رو ) کندى ز لاشوم ، یا چلمه بیار بزن به

    لاشم، یا لاشمه ول کن را روم تى چِلُم !!!

    با این حرکت حضرات شهو و زنبور ، یوسف خان جوان مجبور شد شخصاً از

    میر غفارعذر خواهى کنه و مجدداً دور هم بنشینند .

    داستان دوم : مرحوم ابوالقاسم خان با میر یاور خیلى نزدیک بودند ، و قتى جلسه

    اى در قلعه اردل گرفته شده بود ، بنا به سفارش ابوالقاسم خان که قصد داشت

    مجید خان رو خِفت بده ، از میر یاور خواست تا یک یادداشت را به امضاء مجید خان

    برسونه ، البته قرار گذاشتند تا با کفش روى فرش نزد مجید خان برود که باعث

    دعوا بشود ،

    میر یاور هم با کفش رفت پیش مجید خان و وقتى مجید خان به این رفتار اعتراض

    کرد ، میر یاور سیلى محکمى (( همانگونه که ابوالقاسم خان خواسته بود )) به

    گوش مجید خان نواخت . که با حمایت ابوالقاسم خان مواجه شد و حضرات

    عمو زاده با یکدیگر درگیر شدند ولى در نهایت مرحوم مجید خان یک ( پارابلام )

    یا همان تفنگ کمرى آنزمان را به میر یاور داد و گفت : (( اى تفنگه بِت ایدم سى

    دل و جراتت ))

    موارد از این قبیل هست مانند دِر دادن غارت کهگلو یه که سدهستونه غارت

    کرده بودند بدست آ امیر و شوو خى (( شبیخون )) و زحمى وابیدن آ امیر – تا

    جنگ تصرف ملک کورون توسط میر و توشمال و … که از حوصله این فضا خارجه

    وانشالله به نحو دیگر تقدیم حضورتان خواهم نمود .

    ————————— در پایان از صبر وشکیباییتون ، اشکالات احتمالى ، از قلم

    افتادن ها و … با ذرات وجودم پوزش میطلبم .

    “”گرداورنده مطالب فوق جهت معارفه بهتر تیره میر زراسوند,برادری شایسته و توانا,

    جناب مهندس پژمان میرکریمی زراسوند می باشد. “”

    * اینجانب ایوب کریمی زوردجانی به خاطر معرفی بهتر تیره میر این اطلاعات را در

    اختیار بازدید کنندگان گذاشتم . *

  18. میر تاجمیر خان میر زراسوند

    تیره میر زراسوند مانند بسیاری دیگر در بختیاری از جمله احمد خسروی و

    توشمال و اولاد جعفرقلی خان ، از لرستان به بختیاری آمده اند .طایفه میر از

    باب دیرکوندبالاگریوه می باشد و تیره میر زراسوند منشعب از تیره میر کریم در

    طایفه میر می باشد .

    اگر به وبسایت ویکی پدیا مراجعه کنید و طایفه میر را مطالعه کنید این موارد را

    خواهید یافت

    طایفه میر شامل یازده تیره است. میر به معنای امیر، بزرگ و فرمانده لشکریان

    است و میر شاهوردی یعنی فرمانده لشکریان شاهوردی‌خان.میر شاهوردی خان

    آخرین اتابکان لرستان از سلسله اتابکان لر کوچک است که در زمان حکومت

    صفویان برلرستان حکومت می‌کرده است.[۱]

    تیره‌های مشخص شامل میر محمدخان، رستم خان، میراحمد، میرکریم، میرتقی، میر

    حسینعلی، میر آواس، میر عالی خانی، میر شفیع، میر نقی، میر مسیم،

    میر بهرام بیک، میررحیم و میر محمدکاظم است .

    تیره میر زراسوند در لر بزرگ منشعب است از تیره میر کریم میباشد.

    زراسوند

    از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

    طایفه زراسوند یکی از طوایف هفت لنگ و از مردم بختیاری می‌باشد.

    این طایفه معمولاً درمناطقی از شمال شرق استان خوزستان

    (مسجد سلیمان، اندیکا و…) و غرب استان چهارمحال و بختیاری از جمله

    در مناطقی مانند دشت چغاخور ساکنند.[۱][۲][۳]

    نظام سیاسی و توزیع قدرت

    سازمان حکومتی ایل بختیاری، پس از شکست اتابکان لربزرگ شکل گرفت

    و بزرگان طایفه آسترکی دورکی هفت لنگ نخستین کنفدراسیون بختیاری

    را در سال ۸۳۰ قبا غلبه بر سلطان ابراهیم گورکانی تشکیل دادند.

    میربهرام زراسوند نخستین کسی بود که این کنفدراسیون را تشکیل داد

    و پس از او پسرش میربختیار به حکومت رسید و پس از بختیار پسرش

    بابک شاه به حکومت رسیدتا اینکه در زمان شاه اسماعیل و شاه تهماسب صفوی،

    میرتاجمیرخان از تیره میر زراسوند

    به ریاست قوم بختیاری برگزیده شد و پس از وی نیز فرزندش میرجهانگیر خان

    و نوهاش خلیل خان به حکومت بختیاری برگزیده شدند.

    به طورکلی حکومت بختیاری ازآغاز صفویه تا پایان زندیه در اختیار فرزندان و

    جانشینان تاجمیرخان و میرجهانگیرخان میر زراسوند بوده است.

    کسان دیگری از خاندان آسترکی شاه منصورخان، قاسم خان، ابوالفتح خان،

    احمدخان، علی صالح خان، محمدحسین خان و ابدال خان وحسام خان فرزند

    محمدحسین خان که پس از خلیل خان به حکومت بختیاری رسیدند.

    بنابر این سلطه هفت لنگ‌ها بر تمام ایل از سال ۸۳۰ شکل گرفت.

    وپس ازخوانین میر زراسوند و آسترکی، خوانین اولاد جعفرقلی خان

    به قدرت رسیدند.

    • آسترکی بهرامسری گفت:

      دزد تاریخ هستید شما اولا آسترکی طایفه س نه تیره،اگه جز باشه، زراسوند زیر مجموعه آسترکی ست.بزرگان طایفه آسترکی بنام زراسوند سند زدید و دزدی تاریخ میکنید.

      • کر بختیاری گفت:

        تو که گفتی عربی از عراق اومدی اقای فخر ادبی و نویسنده ادب را رعایت کنید و به برادرانتان حرمت بگذارید مگر اینکه شما عراقی باشید و جایی در سرزمین بختیاری ندارید . ادددددددددددددددب

ارسال یک پاسخ