این عشایر ما در اطراف ایران پشتوانه های استقلال ایران بودند

— امام خميني(ره)

نام ایل:

ایل لر ممسنی 

معرفی:

 

ایل لر ممسنی – در باره ایل لر ممسنی (مام حسنی یا محمد حسینی ) اطلاعات موجود بسیار اندک است  همینطور که می دانید در آغاز قرن ۱۸ اتحادیه ممسنی ، شولستان را تسخیر کرده وبدین ترتیب سرزمین لردیگری بین کهگیلویه وشیراز بنام ممسنی بوجود آمده است ، در حال حاضر ایل لر ممسنی شامل ۴ طایفه جاوید ، (جاوی)

رستم، بکش، ودشمن زیاری می باشد که طوایف بکش و دشمن زیاری ساکن شده ودارای زندگی عشایری نمی باشند.

 

 

جمعیت:

۵۹۳۶۲ 

تعداد خانوار:

۱۰۴۹۹ 

تعداد مرد:

۷۴۷۲ 

تعداد زن:

۶۴۴۶ 

اسامی طایفه ها:

بکش , جاوید – رستم  

۹ دیدگاه

  1. Arya گفت:

    خود نام مماسن به معنای بزرگ بزرگان بیان شده و برخی هم حروف آن را بیانگر واژگانی می دانند که به معنای نشاندار مهر و ناهید می باشد.ایل باستانی مماسن زادگاه هخامنشیان و ساسانیان ۱۴ طایفه بزرگ داشت و به ۱۴ چریک مشهور بود.بویرها(کمان اندازان)،مکوندها(نیزه اندازان)کایدها،مردها(طایفه هخامنشیان)و…مجموعه ای از اینها جاوید نام میگرفت و تشکیل دهنده گارد جاوید هخامنشی بود که در زمان ساسانیان گارد جاودانان(ژییدان) نام داشت.تجزیه ایل بزرگ روزگار هخامنشی از زمان هلاکوخان آغاز و در دوره قاجار به اوج رسید و ایل نامی ممسنی پس از زندیه از صحنه سیاسی ایران کنار رفت و سلطه تاریخی آن بر ایران به پایان یافت …مکوندها،ممبینی ها،برخی تیره های جاوید،کیانی ها،تیره ممسنی،جاوندها،سنجابی ها و…به خوزستان،کرمانشاه(سنجابی ها) و لرستان مهاجرت کردند برخی از کایدها به تنگستان که از این تیره رییس علی دلواری برخاست و برخی هم به سیستان به نام براهویی،سرابندی،ده مردی،ممسنی و…مشهور هستند در کردستان عراق هم به ماسنی ها معروفند…در زمان انوشیروان ۱۰۰۰ سوار ممسنی به همراه خانواده های خود به یمن فرستاده شدن،آنزمان یمن به قلمرو ساسانی پیوسته بود،هنوز که هنوز بازماندگان آنها در شرق آفریقا و یمن به جاویدها مشهورند…ما چون دیگران نیستیم که خود را عیلامی(خوزی) بنامیم ما پارسی ناب و قلب تپنده انشان زادگاه کیانیان(هخامنشیان)هستیم…ما نام های باستانی طوایف خود را در شناسنامه نگاه داشته ایم چنین نام های بزرگی چون جاوید،بهکیش،رستم و دشمن زیاری(دشمنان آل زیار) پرچم فرهیختگی ماست آنها را پاس بداریم.دژ سپید شاهنامه(دژ اسفندیار)،بهلو و پهلو شاهنامه،کاخ های هخامنشی لیدیما،گچگران،سروان،تل اسپید،جویجیانا،کورا(کِیرا)،آلی شاهی،پارادوما(سورن آباد جاوید)،پارسیگان جاوید و…همه در سرزمین ماست…سرداران نامی تاریخ این سرزمین چون رستم دستان(از طایفه مردهای هخامنشی)،سورن(از سورن آباد جاوید)،آریوبرزن،ملک اژدر(شهرک ممسنی)،رییس علی دلواری،مردان شیرازی و آن همه نامداران هخامنشی از دل همین ممسنی میراث ماندگار برخاستند.کورش اگر قرار باشد زادگاهش را مشخص کنیم طبق کتیبه داریوش که از کورش کورایی یاد می کند.کورا(کِیرا) دهستان جاوید ممسنیست که یکی از ایستگاه های چاپار پارس بود ودر لوحه ها آمده و امروزه به یاد مهرگان ساسانی مهرنگان(مهرنجان) نامیده می شه…مهرگان از بازماندگان خاندان ساسانی(از بهرام گور) حاکم جاوید که در آن روزگار به تنهایی ایل بزرگی بود و تا گویم شیراز و استخر گسترده بود،پس از مهرگان گیلویه حاکم جاوید شد و بعد ها حاکم ممسنی بزرگ که امروزه گیلومر جاوید_دشمن زیاری و نام استان کهگیلویه(کوه گیلویه) به یاد گیلویه ساسانیست.۴ طایفه ممسنی به ۴ بنیچه ۱۴ چریک مشورند.

  2. صالح گفت:

    دوستان عزیز و محترم ممسنی آیا سندو مدرک و شجره ای در مورد ایل ممسنی وجود داره؟ هاشم زهی طایفه بزرگیه بعضی مستقل هستن اما بعضی در نرماشیر و بم خودشون به طایفه شهیکی منتسب میدونن و با تیره سردارزهی شهیکی ماتون زهی یکی میدونن در مورد اینکه کی هستن و به کجا ختم میشن سندی وجود داره؟ شه بخش که تیره و طایفه جداس و بیبرگ شه نظر زخمای خودشو با دولت مرداش به اندازه کافی زده به بلوچ ولی هاشم زهی به کجا ختم میشه

    • علی گفت:

      درود. نام طایفه هاشم زهی از نام هاشم خان یکی از خوانین طایفه سرابندی ممسنی گرفته شده است.هاشم خان در اواخر دوره صفوی زندگی می کرد.هاشم زهی های بم و نرماشیر در دوره زندیه از متحدان طایفه شهرکی ( ممسنی)بودند که بر بم و نرماشیر حکومت می کردند.

  3. عجب گفت:

    آیا واژه و کلمه ممسنی معنی خاصی دارد؟ دیگر طوایف لر نظریه دیگری درباره ممسنی دارند و معتقدند جایگاه خاصی در بین لرها نداشته است البته این یک شنیده هست که از خود شما سوال میشه واقعا معنی این کلمه محمدحسن یا ممسن بوده یا خیر؟ بقیه دوستان لر می گویند ممسنی یعنی ممه نداره اگه فوشی دارید به اون لر بگید نه من چون نظریه اونو گفتم

  4. ممسنی گفت:

    در مورد ایل ممسنی اطلاعات ارزشمندی در دست است. به نوشته نویسنده تاریخ اسکندر کورتیوس روفوس مماسن/ ممسنیها قبیله نیرومندی بودند که در شهر کورش در مشرق سمرقند تلفات سنگینی به سپاه اسکندر وارد کردند.ممسنیها بوسیله کورش بزرگ از فارس به شهر مرزی کوروپلیس/سیروپلیس یا شهر کورش منتقل شده بودند تا از هجوم سکاها به درون قلمرو هخامنشی جلوگیری کنند. با ازدواج اسکندر با شاهزاده خانم سغدی باقیمانده ممسنیها اجازه بازگشت به فارس را از اسکندر گرفتند. ممسنیها مدتها در سیستان ماندگار شدند و در اوایل حکومت پارتیان به رهبری فردی از خاندان سورنا به استان فارس برگشتند. گفته میشود شهرک مرزبان فرمانروای فارس در زمان حمله اعراب به ایران ، از خاندان سورن بوده است. ممسنیها در قرن چهارم هجری با طوایف لر بزرگ به سوریه مهاجرت و یا تبعید شدند و در اوایل قرن ششم و هفتم تحت رهبری خاندان اتابکان لر بزرگ به فارس مراجعه نمودند.نام این ایل از نخست مماسن بوده و به تدریج ممسنی شده است.امپراطوری انگلستان برای قطع ارتباط بین ممسنیهای سیستان و بلوچستان با ممسنیهای فارس نام محمدحسنی را در مکاتبات رسمی از حدود صد سال پیش برای ممسنیهای بلوچستان هندوستان انگلیس به کار برد. برخی نویسندگان دانسته یا نادانسته ممسنی را تحول یافته محمدحسنی قلمداد کرده که در اشتباه اند.مماسن یا ممسن از دو بخش مادر و سیمرغ/سئن درست شده است.ممسنیها اعتقاد دارند از نسل رستم اند و چون زال پدر رستم را سیمرغ دایگی کرد و پرورد سیمرغ را مادر و توتم خود دانسته اند.

    • ایل ممسنی، ایل بزرگ و قدرت مند است، اگر با تاریخ گزیدە برگردیم، می بینیم کە ٩٠٠ سال پیش نامشان آمدە است کە محل زندگی این ایل در کوه کردان نزیک حلب (سوریە) بودە و بە لرستان کوچ کردند، الان در استان هولیر (اربیل) جنوب کردستان (کردستان عراق) این ایل بە همان نام ‘ممسنی’ یا (مامسەنی) زندگی میکنن، لذا لازم نیست کە بگویند اطلاعات اندک دربارە این ایل در دست است، یا اطلاعات زیاد در درست نیست.
      ممسنی یا مامسنی از مام حسینی نە امدە است. مم کە بە کردی میگن (مەم) نام یک از امیران دولت مروانی است، مم پسر اسکو پسر درباز پسر نصرالدولە مرانی است، و واژە (سنی) بە معنای پهن میاد، ممسنی یکسان است بە مم کە سرش بزرگ بودە یا عقلش زیاد است

      • ممسنی گفت:

        نام ممسنی در تاریخ اسکندر نوشته کورتیوس روفوس( همزمان با اشکانیان) به صورت مماسن ذکر شده و در تاریخ گزیده مستوفی و منتخب التواریخ معینی به شکل مماسنی است. در فارسی نو “ی” نسبت فارسی به واژه مماسن افزوده شده و به صورت مماسنی و با تحول واژه به شکل ممسنی درآمده است. همانطور که کورتیوس روفوس گفته مماسنها قبیله یا قوم نیرومندی بودند که در استان سغد به سپاه اسکندر تلفات سنگینی وارد کردند.( مقاله نبرد ممسنیها با اسکندر مقدونی در شهر کورش نوشته استاد ابوذر همتی که در شیکه اینترنت در دسترس است منبع مستندی می باشد.)القاب گجسته و رومی اسکندر که در متون پهلوی ساسانی برای اسکندر به کار رفته هنوز در تنگ گجستان و دشت روم ممسنی باقی مانده . سرجام ملکم سفیر انگلیس در دربار فتحعلی شاه در خاطراتش نوشته که ممسنیها خاطره نبرد با اسکندر را با بعد از هزاران سال با افتخار بازگو می کنند.( منبع: دو سفر نامه از جنوب ایران ترجمه حسن زنگنه)و همچنین مقاله شناسایی دربند پارس محل نبرد آریوبرزن با اسکندر مقدونی نوشته ابوذر همتی در فصلنامه فرهنگ فارس شماره ۷۷ سال ۷۴ .بنا براین وجه تسمیه مماسئن یعنی مادر سیمرغ پذیرفتنی تر است چون نام مماسنی پیش از شکل گیری حکومت کرد مروانی وجود داشته است. جالب است که به گفته بدلیسی اولین مورخ بزرگ کرد رستم زابلی هم کرد بوده است.کردان ممسنی و طایفه ممسنی حاکم بر کشور جیبوتی در شرق آفریقا و طوایف ممسنی ساکن ایران، افغانستان ، پاکستان و هند بازمانده قبیله بزرگ مماسن باستانی هستند.گفتنی است که نامهای دو ایل و ۷ طایفه از کردان پارسی ساکن استان فارس در بین طوایف ممسنی کنونی باقی مانده است.

        • Arya گفت:

          ممسنی(مماسن) بزرگ ایلی پارس تبار و ایرانی یکی از نیرومندترین ایلات پارس در روزگار هخامنشیان اشکانیان و ساسانیان و چه بعد از سقوط ساسانی.ایلات بویری و مردی و تیرمردانی و کائد که در این نظر نمیگنجه جزئی از ممسنی ها بودن ممسنی طایفه ای داره بنام جاوید,همان سربازان گارد جاویدان بودن همینطور واژه بویر یعنی کماندار و کمانگیر و کمان ساز و کسی که مهارت تیراندازی اون خوب هست مکوندها هم جزیی از ممسنی ها بودن خود کلمه مک یعنی نیزه و نیزه دار و وند یعنی فرزند. یکی از شاخه ها
          اصلی قوم لر است
          چهارده طایفه بزرگ داشت
          که به مماسن چهارده چریک پارتیزان مشهور بود و در
          گارد جاویدان ایران از میهن دفاع می کردند
          و فقط چهار طایفه از آن در استان فارس باقی ماند, چهاربنیچه چهارده چریک (بکش=بهکیش رستم.دشمنزیاری.جاوید)….جاوید نام یکی از طوایف ممسنی هست که رده هایی از آنها هم به بختیاری آمده اند از جاوندهای بختیاری گرفته تا جاویدهای اطراف شوشتر…و گروهها و طایفه های دیگری هم به خوزستان و بختیاری و کهگیلویه وارد شدند جهت نیرومند تر شدن ایلات بختیاری و کهگیلویه هنوز که هنوزه ردپاهایی از حضور ممسنی ها در بختیاری مشاهده میشود و با اسم ها و طایفه های زیادی چون شیخ و قائد و کائد و دشمن زیاری و ممسنی و ممبینی و جاوندی و جاوید و جاویدی و کیانی و غیره بر میخوریم… در کل رسم شاهنامه خوانی و غیره هم از طریق ممسنی ها به خوزستان و جاهای دیگر راه پیدا کرد.گروهی از ممسنی ها که جمعیت زیادی بودند به سیستان و بلوچستان تبعید شدند و هنوز که هنوزه پسوند ممسنی دارن گروههای زیادی هم به جنوب استان فارس و بوشهر تبعید شدند از جمله طایفه قائدان ممسنی با کائدان ممسنی به بوشهر و تنگستان و فراشبند و فیروزآباد و غیره رفتند ریس علی دلواری از طایفه قائدان ممسنی بود حتی نام فامیلی ممسنی داشت که به رئس علی دلواری تغییر دادند.برخی طوایفم ممسنی شامل:ممسنی، ممبینی و مکوندی و سنجابی هم به خوزستان و لرستان رفتند….گیلویه نام یکی از نوادگان ساسان بود که بعد سقوط ساسانی بر مماسن بزرگ حاکم بود…امروزه به نامش کوه گیلویه میگویند… از ۲۳ شهر هخامنشی ۱۳ شهر در مماسن بزرگ بود که ۳ کاخ بزرگ امروزه کشف شده…لیدوما یکی از آنهاست.

      • ممسنی گفت:

        ایل لر ممسنی در استان فارس از چهار طایفه‌: رستم، بکش ،جاوید و دشمن زیاری و
        در سیستان و بلوچستان از طوایف سیستانی:سرابندی،شهرکی،جر،جهانتیغ،بزی و براهویی و از طوایف بلوچ شه بخش، جمالزهی،هاشم زهی و بلوچ براهویی ممسنی معروف به محمدحسنی تشکیل شده است.

ارسال یک پاسخ